pulsates

[ایالات متحده]/ˈpʌlseɪts/
[بریتانیا]/ˈpʌlseɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ریتمیک گسترش و انقباض یافتن؛ تپیدن یا ضربان داشتن؛ تحت تأثیر احساسات قوی قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

heart pulsates

نبض قلب

music pulsates

موسیقی می‌تپد

light pulsates

نور می‌درخشد

energy pulsates

انرژی می‌تپد

rhythm pulsates

ریتم می‌تپد

life pulsates

زندگی می‌تپد

city pulsates

شهر می‌تپد

blood pulsates

خون می‌جوشد

sound pulsates

صدا می‌تابد

crowd pulsates

جمعیت می‌تپد

جملات نمونه

the heart pulsates rhythmically with each beat.

قلب با هر ضربان، ریتمیک پالس می‌دهد.

the music pulsates through the crowd, energizing everyone.

موسیقی از میان جمعیت عبور می‌کند و همه را پرانرژی می‌کند.

as the fireworks explode, the sky pulsates with colors.

همانطور که آتش‌بازی منفجر می‌شود، آسمان با رنگ‌ها پالس می‌دهد.

the neon lights pulsate, creating a vibrant atmosphere.

چراغ‌های نئون پالس می‌دهند و فضایی پر جنب و جوش ایجاد می‌کنند.

the bass in the song pulsates, making everyone dance.

بیس آهنگ پالس می‌دهد و باعث می‌شود همه برقصند.

in the darkness, the fireflies pulsate like tiny stars.

در تاریکی، کرم‌های شب‌تاب مانند ستارگان کوچک پالس می‌دهند.

the city pulsates with life during the festival.

در طول جشنواره، شهر با زندگی پالس می‌دهد.

her excitement pulsates through her voice as she speaks.

هیجان او در صدایش پالس می‌دهد وقتی صحبت می‌کند.

the engine pulsates, indicating a problem with the car.

موتور پالس می‌دهد و نشان‌دهنده مشکلی در ماشین است.

the atmosphere pulsates with anticipation before the show.

فضای هوا با انتظار قبل از نمایش پالس می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید