thronging

[ایالات متحده]/ˈθrɒŋɪŋ/
[بریتانیا]/ˈθrɔːŋɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جمع شدن در تعداد زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

thronging crowds

جمعیت‌های انبوه

thronging streets

خیابان‌های پرجمعیت

thronging masses

جماهیر انبوه

thronging fans

هواداران پرجمعیت

thronging visitors

بازدیدکنندگان پرجمعیت

thronging people

مردم پرجمعیت

thronging events

رویدادهای پرجمعیت

thronging markets

بازارهای پرجمعیت

thronging venues

مکان‌های پرجمعیت

thronging celebrations

جشنواره‌های پرجمعیت

جملات نمونه

the streets were thronging with tourists during the festival.

بازارها مملو از گردشگران در طول جشنواره بودند.

people were thronging the market in search of fresh produce.

مردم برای یافتن محصولات تازه در بازار ازدحام شده بودند.

children were thronging around the ice cream truck.

کودکان در اطراف وانت بستنی ازدحام شده بودند.

the concert attracted a thronging crowd of fans.

اجرا تابلویی از طرفداران را به خود جذب کرد.

on weekends, the park is often thronging with families.

در آخر هفته ها، پارک اغلب مملو از خانواده ها است.

shoppers were thronging the mall for the holiday sales.

خریداران برای فروش تعطیلات در مرکز خرید ازدحام شده بودند.

the city center was thronging with people celebrating new year's eve.

مرکز شهر مملو از مردم در حال جشن گرفتن شب سال نو بود.

fans were thronging the stadium to watch the championship game.

طرفداران برای تماشای بازی قهرمانی در استادیوم ازدحام شده بودند.

during the parade, the streets were thronging with spectators.

در طول رژه، خیابان ها مملو از تماشاگران بود.

the exhibition was thronging with art enthusiasts.

نمایشگاه مملو از علاقه مندان به هنر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید