thundered

[ایالات متحده]/ˈθʌndəd/
[بریتانیا]/ˈθʌndərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته رعد و برق؛ ایجاد یک صدای غرش بلند؛ حرکت سریع با صدای بلند؛ باعث حرکت سریع شدن

عبارات و ترکیب‌ها

thundered loudly

به شدت رعد و برق کرد

thundered down

به پایین رعد و برق کرد

thundered past

کنار رعد و برق کرد

thundered away

دور شد با رعد و برق

thundered on

ادامه داد با رعد و برق

thundered through

در میان رعد و برق کرد

thundered above

بالای رعد و برق کرد

thundered together

همراه با رعد و برق کرد

thundered in

درون رعد و برق کرد

thundered across

از روی رعد و برق کرد

جملات نمونه

the crowd thundered with excitement as the band took the stage.

توده جمعیت با هیجان به وجد آمدند وقتی گروه روی صحنه رفت.

the thundered applause filled the concert hall.

تشویع‌های رعدآسا سالن کنسرت را پر کرد.

he thundered his disapproval during the meeting.

او مخالفت خود را با صدای بلند در طول جلسه ابراز کرد.

the storm thundered overhead, shaking the windows.

طوفان در بالای سرشان رعد می‌کرد و پنجره‌ها را می‌لرزاند.

she thundered down the hall, determined to make her point.

او با عزمی راسخ برای بیان نظرش، با صدای بلند در راهرو پایین آمد.

the coach thundered at the players for their poor performance.

مربی به دلیل عملکرد ضعیفشان به بازیکنان با صدای بلند اعتراض کرد.

the thundered announcement caught everyone's attention.

اعلامیه‌ای که با صدای بلند اعلام شد، توجه همه را جلب کرد.

the thundered roar of the crowd was exhilarating.

غرش رعدآسا جمعیت، هیجان‌انگیز بود.

he thundered with laughter at the comedian's joke.

او با صدای بلند از خنده به شوخی کمدین واکنش نشان داد.

the train thundered past the station at high speed.

قطار با سرعت بالا از کنار ایستگاه با صدای بلند عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید