thundered loudly
به شدت رعد و برق کرد
thundered down
به پایین رعد و برق کرد
thundered past
کنار رعد و برق کرد
thundered away
دور شد با رعد و برق
thundered on
ادامه داد با رعد و برق
thundered through
در میان رعد و برق کرد
thundered above
بالای رعد و برق کرد
thundered together
همراه با رعد و برق کرد
thundered in
درون رعد و برق کرد
thundered across
از روی رعد و برق کرد
the crowd thundered with excitement as the band took the stage.
توده جمعیت با هیجان به وجد آمدند وقتی گروه روی صحنه رفت.
the thundered applause filled the concert hall.
تشویعهای رعدآسا سالن کنسرت را پر کرد.
he thundered his disapproval during the meeting.
او مخالفت خود را با صدای بلند در طول جلسه ابراز کرد.
the storm thundered overhead, shaking the windows.
طوفان در بالای سرشان رعد میکرد و پنجرهها را میلرزاند.
she thundered down the hall, determined to make her point.
او با عزمی راسخ برای بیان نظرش، با صدای بلند در راهرو پایین آمد.
the coach thundered at the players for their poor performance.
مربی به دلیل عملکرد ضعیفشان به بازیکنان با صدای بلند اعتراض کرد.
the thundered announcement caught everyone's attention.
اعلامیهای که با صدای بلند اعلام شد، توجه همه را جلب کرد.
the thundered roar of the crowd was exhilarating.
غرش رعدآسا جمعیت، هیجانانگیز بود.
he thundered with laughter at the comedian's joke.
او با صدای بلند از خنده به شوخی کمدین واکنش نشان داد.
the train thundered past the station at high speed.
قطار با سرعت بالا از کنار ایستگاه با صدای بلند عبور کرد.
thundered loudly
به شدت رعد و برق کرد
thundered down
به پایین رعد و برق کرد
thundered past
کنار رعد و برق کرد
thundered away
دور شد با رعد و برق
thundered on
ادامه داد با رعد و برق
thundered through
در میان رعد و برق کرد
thundered above
بالای رعد و برق کرد
thundered together
همراه با رعد و برق کرد
thundered in
درون رعد و برق کرد
thundered across
از روی رعد و برق کرد
the crowd thundered with excitement as the band took the stage.
توده جمعیت با هیجان به وجد آمدند وقتی گروه روی صحنه رفت.
the thundered applause filled the concert hall.
تشویعهای رعدآسا سالن کنسرت را پر کرد.
he thundered his disapproval during the meeting.
او مخالفت خود را با صدای بلند در طول جلسه ابراز کرد.
the storm thundered overhead, shaking the windows.
طوفان در بالای سرشان رعد میکرد و پنجرهها را میلرزاند.
she thundered down the hall, determined to make her point.
او با عزمی راسخ برای بیان نظرش، با صدای بلند در راهرو پایین آمد.
the coach thundered at the players for their poor performance.
مربی به دلیل عملکرد ضعیفشان به بازیکنان با صدای بلند اعتراض کرد.
the thundered announcement caught everyone's attention.
اعلامیهای که با صدای بلند اعلام شد، توجه همه را جلب کرد.
the thundered roar of the crowd was exhilarating.
غرش رعدآسا جمعیت، هیجانانگیز بود.
he thundered with laughter at the comedian's joke.
او با صدای بلند از خنده به شوخی کمدین واکنش نشان داد.
the train thundered past the station at high speed.
قطار با سرعت بالا از کنار ایستگاه با صدای بلند عبور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید