tiers

[ایالات متحده]/tɪəz/
[بریتانیا]/tɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطوح یا رتبه‌ها در یک سلسله مراتب؛ افرادی که بانداژ می‌کنند؛ ردیفی از چیزها که بالاتر از ردیف جلوتر است؛ ردیفی از صندلی‌های تراز شده

عبارات و ترکیب‌ها

price tiers

سطوح قیمت

tier system

سیستم طبقه‌بندی

three tiers

سه سطح

service tiers

سطوح خدمات

membership tiers

سطوح عضویت

tier levels

سطوح طبقه‌بندی

education tiers

سطوح آموزشی

product tiers

سطوح محصول

tiered pricing

قیمت‌گذاری چند سطحی

reward tiers

سطوح جایزه

جملات نمونه

the company has multiple tiers of membership.

شرکت دارای سطوح مختلف عضویت است.

we need to analyze the different tiers of pricing.

ما نیاز داریم تا سطوح مختلف قیمت‌گذاری را تجزیه و تحلیل کنیم.

the game features various tiers of difficulty.

بازی دارای سطوح مختلف دشواری است.

she was promoted through the tiers of management.

او از طریق سطوح مدیریت ارتقا یافت.

the project has several tiers of approval.

پروژه دارای چندین سطح تایید است.

different tiers of service offer various benefits.

سطوح مختلف خدمات مزایای مختلفی ارائه می‌دهند.

he explained the tiers of the competition.

او سطوح مسابقه را توضیح داد.

the tiers of the cake were beautifully decorated.

لایه‌های کیک به زیبایی تزئین شده بودند.

we need to establish clear tiers for our rewards program.

ما باید سطوح مشخصی را برای برنامه پاداش خود ایجاد کنیم.

the tiers of the organization help define roles.

سطوح سازمان به تعریف نقش‌ها کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید