tireless

[ایالات متحده]/ˈtaɪələs/
[بریتانیا]/ˈtaɪərləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هرگز خسته نمی‌شود؛ هرگز نشانه‌های خستگی را نشان نمی‌دهد

جملات نمونه

be tireless in teaching

در آموزش بی‌وقفه باشید

untiring efforts.See Synonyms at tireless

تلاش‌های بی‌وقفه. به مترادف‌ها در بی‌وقفه مراجعه کنید

He was above all a good and tireless writer.

او در درجه اول یک نویسنده خوب و بی‌وقفه بود.

his tireless energy and folksy oratory were much in demand at constituency lunches.

انرژی بی‌وقفه و سخنرانی‌های مردمی او در ناهارها و گردهمایی‌های حوزه انتخابیه بسیار مورد تقاضا بود.

The people saluted him for his tireless efforts for peace.

مردم او را به خاطر تلاش‌های بی‌وقفه او برای صلح مورد تحسین قرار دادند.

The tireless efforts of campaigners have finally borne fruit and the prisoners are due to be released tomorrow.

تلاش‌های بی‌وقفه فعالان سرانجام به ثمر رسیده و زندانیان قرار است فردا آزاد شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید