be tireless in teaching
در آموزش بیوقفه باشید
untiring efforts.See Synonyms at tireless
تلاشهای بیوقفه. به مترادفها در بیوقفه مراجعه کنید
He was above all a good and tireless writer.
او در درجه اول یک نویسنده خوب و بیوقفه بود.
his tireless energy and folksy oratory were much in demand at constituency lunches.
انرژی بیوقفه و سخنرانیهای مردمی او در ناهارها و گردهماییهای حوزه انتخابیه بسیار مورد تقاضا بود.
The people saluted him for his tireless efforts for peace.
مردم او را به خاطر تلاشهای بیوقفه او برای صلح مورد تحسین قرار دادند.
The tireless efforts of campaigners have finally borne fruit and the prisoners are due to be released tomorrow.
تلاشهای بیوقفه فعالان سرانجام به ثمر رسیده و زندانیان قرار است فردا آزاد شوند.
be tireless in teaching
در آموزش بیوقفه باشید
untiring efforts.See Synonyms at tireless
تلاشهای بیوقفه. به مترادفها در بیوقفه مراجعه کنید
He was above all a good and tireless writer.
او در درجه اول یک نویسنده خوب و بیوقفه بود.
his tireless energy and folksy oratory were much in demand at constituency lunches.
انرژی بیوقفه و سخنرانیهای مردمی او در ناهارها و گردهماییهای حوزه انتخابیه بسیار مورد تقاضا بود.
The people saluted him for his tireless efforts for peace.
مردم او را به خاطر تلاشهای بیوقفه او برای صلح مورد تحسین قرار دادند.
The tireless efforts of campaigners have finally borne fruit and the prisoners are due to be released tomorrow.
تلاشهای بیوقفه فعالان سرانجام به ثمر رسیده و زندانیان قرار است فردا آزاد شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید