unwearying

[ایالات متحده]/ʌnˈwɪərɪɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈwɪriɪŋ/

ترجمه

adj. خسته‌کننده نیست; مداوم; باعث خستگی یا کسل‌کنندگی نمی‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

unwearying effort

تلاش بی‌وقفه

unwearying support

حمایت بی‌وقفه

unwearying dedication

تعهد بی‌وقفه

unwearying spirit

روحیه بی‌وقفه

unwearying pursuit

دنبال کردن بی‌وقفه

unwearying love

عشق بی‌وقفه

unwearying patience

صبر بی‌وقفه

unwearying focus

تمرکز بی‌وقفه

unwearying commitment

متعهد بودن بی‌وقفه

unwearying resolve

عزم بی‌وقفه

جملات نمونه

the unwearying efforts of the volunteers made a significant impact on the community.

تلاش‌های بی‌وقفه داوطلبان تأثیر قابل توجهی بر جامعه داشت.

her unwearying pursuit of knowledge inspired many students.

پیگیری بی‌وقفه او از دانش الهام بخش بسیاری از دانش آموزان بود.

the unwearying spirit of the team led them to victory.

روحیه بی‌وقفه تیم آنها را به پیروزی رساند.

he approached his work with an unwearying enthusiasm.

او با شور و اشتیاق بی‌وقفه به کار خود پرداخت.

the unwearying support from friends helped her through tough times.

حمایت بی‌وقفه دوستان به او کمک کرد تا از دوران سخت عبور کند.

her unwearying dedication to the project was commendable.

تعهد بی‌وقفه او به پروژه قابل تحسین بود.

despite the challenges, his unwearying determination kept him going.

با وجود چالش‌ها، اراده بی‌وقفه او به او کمک کرد تا ادامه دهد.

the unwearying commitment of the staff ensured the event's success.

تعهد بی‌وقفه کارکنان از موفقیت رویداد اطمینان حاصل کرد.

she showed unwearying patience while teaching the children.

او در هنگام آموزش کودکان صبر بی‌وقفه نشان داد.

the unwearying quest for excellence drove the company forward.

جستجوی بی‌وقفه برای برتری شرکت را به جلو برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید