titillate

[ایالات متحده]/'tɪtɪleɪt/
[بریتانیا]/'tɪtə'let/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. هیجان زده کردن یا برانگیختن علاقه؛ تحریک کردن؛ لذت بخشیدن

vi. هیجان زده شدن؛ احساس شگفتی و تحریک شدن.
Word Forms
زمان گذشتهtitillated
قسمت سوم فعلtitillated
صفت یا فعل حال استمراریtitillating
شکل سوم شخص مفردtitillates
جمعtitillates

جملات نمونه

the press are paid to titillate the public.

رسانه‌ها برای تحریک افکار عمومی پول دریافت می‌کنند.

Chilli sauce can titillate our palates.

سس چیلی می‌تواند ذائقه‌های ما را تحریک کند.

Scientific stories titillate the fancy of the school boys.

داستان‌های علمی، ذهن دانش‌آموزان را اغوا می‌کند.

In review a novel, you shall try to titillate rather than satiate the reader’s interest.

در بررسی یک رمان، باید سعی کنید علاقه خواننده را تحریک کنید تا سیر کنید.

interactive technology titillates, promises the earth but delivers nothing.

فناوری تعاملی وسوسه انگیز است، وعده های زیادی می دهد اما هیچ چیز ارائه نمی دهد.

8. The book has no artistic merit and its sole aim is to titillate (the reader).

8. این کتاب هیچ ارزش هنری ندارد و هدف آن فقط تحریک (خواننده) است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید