toenailed

[ایالات متحده]/ˈteɪneɪld/
[بریتانیا]/ˈtoʊneɪld/

ترجمه

v. گذشته فعل toenailed، به معنای محکم کردن با یک میخ از طریق ناحیه انگشت پا
n. نوعی میخ که برای محکم کردن چیزی به ناحیه انگشت پا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

toenailed it

آن را با میخ محکم کرد

toenailed down

آن را به سمت پایین با میخ محکم کرد

toenailed together

آنها را با هم با میخ محکم کرد

toenailed firmly

به طور محکم با میخ محکم کرد

toenailed securely

به طور ایمن با میخ محکم کرد

toenailed properly

به طور مناسب با میخ محکم کرد

toenailed quickly

به سرعت با میخ محکم کرد

toenailed perfectly

به طور کامل با میخ محکم کرد

toenailed tightly

به طور محکم با میخ محکم کرد

جملات نمونه

he toenailed the shingles to the roof.

او میخ‌ها را به سقف کوبید.

she toenailed the boards for extra support.

او برای پشتیبانی بیشتر تخته‌ها را میخ کوبید.

they toenailed the deck planks tightly.

آنها تخته‌های عرشه را محکم میخ کوبیدند.

we toenailed the frame to ensure stability.

ما قاب را برای اطمینان از استحکام میخ کوبیدیم.

the contractor toenailed the beams securely.

کنسرو، تیرها را به طور ایمن میخ کوبید.

he toenailed the last piece of trim in place.

او آخرین قطعه نوار را در جای خود میخ کوبید.

she toenailed the edge of the plywood.

او لبه تخته ساندویچی را میخ کوبید.

they toenailed the flooring to prevent squeaking.

آنها کف را برای جلوگیری از صدا دادن میخ کوبیدند.

the builder toenailed the joists for better support.

سازنده تیرک‌ها را برای پشتیبانی بهتر میخ کوبید.

he toenailed the edges of the carpet down.

او لبه‌های فرش را به پایین میخ کوبید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید