toenailed it
آن را با میخ محکم کرد
toenailed down
آن را به سمت پایین با میخ محکم کرد
toenailed together
آنها را با هم با میخ محکم کرد
toenailed firmly
به طور محکم با میخ محکم کرد
toenailed securely
به طور ایمن با میخ محکم کرد
toenailed properly
به طور مناسب با میخ محکم کرد
toenailed quickly
به سرعت با میخ محکم کرد
toenailed perfectly
به طور کامل با میخ محکم کرد
toenailed tightly
به طور محکم با میخ محکم کرد
he toenailed the shingles to the roof.
او میخها را به سقف کوبید.
she toenailed the boards for extra support.
او برای پشتیبانی بیشتر تختهها را میخ کوبید.
they toenailed the deck planks tightly.
آنها تختههای عرشه را محکم میخ کوبیدند.
we toenailed the frame to ensure stability.
ما قاب را برای اطمینان از استحکام میخ کوبیدیم.
the contractor toenailed the beams securely.
کنسرو، تیرها را به طور ایمن میخ کوبید.
he toenailed the last piece of trim in place.
او آخرین قطعه نوار را در جای خود میخ کوبید.
she toenailed the edge of the plywood.
او لبه تخته ساندویچی را میخ کوبید.
they toenailed the flooring to prevent squeaking.
آنها کف را برای جلوگیری از صدا دادن میخ کوبیدند.
the builder toenailed the joists for better support.
سازنده تیرکها را برای پشتیبانی بهتر میخ کوبید.
he toenailed the edges of the carpet down.
او لبههای فرش را به پایین میخ کوبید.
toenailed it
آن را با میخ محکم کرد
toenailed down
آن را به سمت پایین با میخ محکم کرد
toenailed together
آنها را با هم با میخ محکم کرد
toenailed firmly
به طور محکم با میخ محکم کرد
toenailed securely
به طور ایمن با میخ محکم کرد
toenailed properly
به طور مناسب با میخ محکم کرد
toenailed quickly
به سرعت با میخ محکم کرد
toenailed perfectly
به طور کامل با میخ محکم کرد
toenailed tightly
به طور محکم با میخ محکم کرد
he toenailed the shingles to the roof.
او میخها را به سقف کوبید.
she toenailed the boards for extra support.
او برای پشتیبانی بیشتر تختهها را میخ کوبید.
they toenailed the deck planks tightly.
آنها تختههای عرشه را محکم میخ کوبیدند.
we toenailed the frame to ensure stability.
ما قاب را برای اطمینان از استحکام میخ کوبیدیم.
the contractor toenailed the beams securely.
کنسرو، تیرها را به طور ایمن میخ کوبید.
he toenailed the last piece of trim in place.
او آخرین قطعه نوار را در جای خود میخ کوبید.
she toenailed the edge of the plywood.
او لبه تخته ساندویچی را میخ کوبید.
they toenailed the flooring to prevent squeaking.
آنها کف را برای جلوگیری از صدا دادن میخ کوبیدند.
the builder toenailed the joists for better support.
سازنده تیرکها را برای پشتیبانی بهتر میخ کوبید.
he toenailed the edges of the carpet down.
او لبههای فرش را به پایین میخ کوبید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید