hammered

[ایالات متحده]/'hæməd/
[بریتانیا]/ˈhæməd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شکل‌گرفته یا تشکیل‌شده توسط چکش
v. به‌طور مکرر با چکش ضربه زدن
Word Forms
قسمت سوم فعلhammered
زمان گذشتهhammered

عبارات و ترکیب‌ها

getting hammered

خرابی

bush hammered concrete

بتونه بافت‌دار

جملات نمونه

hammered away at the problem.

در حال تلاش برای حل مشکل بود.

a bowl of hammered brass.

یک کاسه برنج کوبیده

I hammered the metal flat.

من فلز را صاف کردم.

he hammered the tack in.

او میخ را وارد کرد.

He hammered the nail in the wood.

او میخ را در چوب کوبید.

I hammered a picture frame.

من یک قاب عکس را کوبیدم.

We hammered it flat.

ما آن را صاف کردیم.

We hammered a team.

ما یک تیم را کوبیدیم.

He hammered in the nail.

او میخ را کوبید.

hammered out the dents in the fender; hammered out a contract acceptable to both sides.

فرورفتگی‌های گلگیر را صاف کرد؛ قراردادی را که برای هر دو طرف قابل قبول بود، تنظیم کرد.

hammered the information into the students' heads.

اطلاعات را به طور کامل در ذهن دانش آموزان جا انداخت.

she hammered on his door.

او به در او کوبید.

a commercial image that was hammered into English consciousness.

یک تصویر تجاری که به طور گسترده در فرهنگ انگلیسی جا افتاده بود.

he got hammered for an honest mistake.

او به خاطر یک اشتباه صادقانه مجازات شد.

they hammered St Mirren 4–0.

آنها با نتیجه ۴-۰ مقابل سنت میرن پیروز شدند.

a deal was being hammered out with the Dutch museums.

یک توافق با موزه‌های هلند در حال نهایی شدن بود.

The teacher hammered away at the multiplication tables.

معلم به طور پیگیر در حال آموزش جداول ضرب بود.

hammered the opponent with his fists;

حریف را با مشت‌هایش کوبید؛

The worker hammered the iron flat.

کارگر آهن را صاف کرد.

نمونه‌های واقعی

The train rattled, the rain hammered, the ind roared, but still, Professor Lupin slept.

قطار به لرزه افتاد، باران شدید بود، غرش می‌کرد، اما پروفسور لوپین هنوز می‌خوابید.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Therefore, problems become nails to be hammered.

بنابراین، مشکلات به میخ‌هایی تبدیل می‌شوند که باید آن‌ها را کوبید.

منبع: The wisdom of Laozi's life.

Kev. Kev, are you hammered right now?

کِو. کِو، آیا الان مست هستی؟

منبع: S03

If the UDC walks out, Mr Mas's party may be hammered.

اگر UDC خارج شود، حزب آقای ماس ممکن است شکست بخورد.

منبع: The Economist (Summary)

You might expect North Dakota to get hammered with snow on winter.

شاید انتظار داشتید که در زمستان، شمال داکوتا با برف پوشیده شود.

منبع: CNN Listening February 2013 Collection

The wheels scooped up stones which hammered ominously under the car.

چرخ‌ها سنگ‌هایی را جمع کردند که به طور خطرناکی زیر ماشین کوبیده می‌شدند.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

He put his glasses on as Ron hammered on the door of Hermione's cubicle.

او عینکش را به سر کرد، زیرا رون به درِ غرفه هرمیون کوبید.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

If you're " hammered" , it's another word for very, very drunk.

اگر "مست کرده" باشید، به معنای خیلی خیلی مست بودن است.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

What does it mean to be " hammered" ?

معنی "مست بودن" چیست؟

منبع: Engvid Super Teacher Selection

Either side, if it looks like they conceded first, you know, then they get hammered domestically and internally.

هر دو طرف، اگر به نظر برسد که آنها ابتدا تسلیم شده اند، می‌دانید، سپس به طور داخلی و داخلی مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

منبع: NPR News October 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید