toileting

[ایالات متحده]/ˈtɔɪlɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɔɪlɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل استفاده از توالت
v. فرآیند تمیز کردن و آراستن خود

عبارات و ترکیب‌ها

toileting assistance

مساعدة در توالت

toileting routine

روتین توالت

toileting skills

مهارت‌های توالت

toileting habits

عادت‌های توالت

toileting needs

نیازهای توالت

toileting schedule

برنامه توالت

toileting support

حمایت در توالت

toileting devices

وسایل توالت

toileting process

فرآیند توالت

toileting training

آموزش توالت

جملات نمونه

toileting is an essential part of daily hygiene.

توالت رفتن بخش ضروری بهداشت روزانه است.

children often need assistance with toileting.

کودکان اغلب به کمک در مورد توالت رفتن نیاز دارند.

toileting habits can vary greatly between cultures.

عادات توالت رفتن می تواند به طور قابل توجهی بین فرهنگ ها متفاوت باشد.

training for toileting is an important milestone for toddlers.

آموزش توالت رفتن یک نقطه عطف مهم برای کودکان نوپا است.

toileting issues can be a sign of underlying health problems.

مشکلات توالت رفتن می تواند نشانه ای از مشکلات بهداشتی زمینه‌ای باشد.

some elderly people may require help with toileting.

برخی از افراد مسن ممکن است به کمک در مورد توالت رفتن نیاز داشته باشند.

proper toileting techniques can prevent accidents.

تکنیک های مناسب توالت رفتن می تواند از حوادث جلوگیری کند.

toileting facilities should be accessible to everyone.

امکانات توالت باید برای همه قابل دسترس باشد.

teachers often help students with toileting during school hours.

معلمان اغلب در طول ساعات مدرسه به دانش آموزان در مورد توالت رفتن کمک می کنند.

toileting routines can help children feel more secure.

برنامه های توالت رفتن می تواند به کودکان کمک کند تا احساس امنیت بیشتری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید