| جمع | tonics |
tonic water
آب تونیک
tonic for hair
نعناع برای مو
hair tonic
نعناع مو
tonic wine
نعناع شراب
gin and tonic
گین و تونیک
a tonic convulsion or spasm.
تشنج یا اسپاسم تونیک
A gin and tonic, please.
لطفاً یک گین و تونیک.
phasic and tonic stretch reflexes.
رفلکسهای کششی فازیک و تونیک.
It will be marketed as a tonic for the elderly.
این محصول به عنوان یک تونیک برای افراد مسن بازاریابی خواهد شد.
you need a tonic—and here's just the thing.
شما به یک تونیک نیاز دارید - و این هم دقیقا همان چیزی است که نیاز دارید.
This tonic will work miracles for your depression.
این تقویت کننده معجزه هایی را برای افسردگی شما به ارمغان می آورد.
The salesman proclaimed that his tonic would cure all diseases.
فروشنده اعلام کرد که اکسیر او تمام بیماری ها را درمان می کند.
public art is a tonic that can enthuse alienated youth.
هنر عمومی یک داروی مقوی است که میتواند جوانان جدا افتاده را با نشاط فرا بگیرد.
Marion laced into the gin and tonic as if it was going out of fashion.
ماریون با گین و تونیک به سبک لباس رفت، انگار که از مد افتاده است.
being needed is a tonic for someone at my age.
نیاز بودن برای کسی در این سن من یک تونیک است.
she took a tonic, and said that was why she was as tough as old boots.
او یک تونیک نوشید و گفت که به همین دلیل مثل چکمههای کهنه مقاوم است.
The chemist analyzed the new tonic and found it contained poison.
شیمیدان تونیک جدید را تجزیه و تحلیل کرد و دریافت که حاوی سم است.
She ordered a large vodka and tonic from a passing waiter.
او یک وودکا و تونیک بزرگ از یک گارسون عبوری سفارش داد.
The compound was tested for its antiseizure effect in mice with pentetrazole-induced clonic and tonic convulsion.
این ترکیب برای اثرات ضد تشنجی آن در موشهایی با تشنج کلونیک و تونیک القا شده توسط پن تترازول آزمایش شد.
Forest frog series tonics with the effect of building up health and antiager find favor in the consumer’s eyes.
تونیهای سری قورباغه جنگلی با اثر تقویت سلامتی و ضد پیری مورد توجه مصرفکنندگان قرار میگیرند.
a bitter compound used as an insecticide and tonic and vermifuge; extracted from the wood an bark of trees of the genera Quassia and Picrasma.
یک ترکیب تلخ که به عنوان حشره کش، تونیک و داروی ضد کرم استفاده می شود؛ استخراج شده از چوب و پوست درختان از جنس کوآسیا و پیکراسم.
The plagal cadence, sometimes known as the Amen cadence from ecclesiastical use, is the progression from the chord of the subdominant to the tonic, IV - I.
کادنس پلاگال، که گاهی اوقات به عنوان کادنس آمِن از کاربرد کلیسا شناخته می شود، پیشروی از آکورد سبدامینانت به تونیک، IV - I است.
The episode began with two attacks of generalized tonic-clonic seizures, fever and consciousness disturbance, followed by urinary incontinence and paraplegia with hyporeflexia.
این دوره با دو حمله تشنج تونیک-کلونیک عمومی، تب و اختلال هوشیاری آغاز شد، و سپس بیاختیاری ادرار و فلج پایینتنه با کمحسی بروز کرد.
tonic water
آب تونیک
tonic for hair
نعناع برای مو
hair tonic
نعناع مو
tonic wine
نعناع شراب
gin and tonic
گین و تونیک
a tonic convulsion or spasm.
تشنج یا اسپاسم تونیک
A gin and tonic, please.
لطفاً یک گین و تونیک.
phasic and tonic stretch reflexes.
رفلکسهای کششی فازیک و تونیک.
It will be marketed as a tonic for the elderly.
این محصول به عنوان یک تونیک برای افراد مسن بازاریابی خواهد شد.
you need a tonic—and here's just the thing.
شما به یک تونیک نیاز دارید - و این هم دقیقا همان چیزی است که نیاز دارید.
This tonic will work miracles for your depression.
این تقویت کننده معجزه هایی را برای افسردگی شما به ارمغان می آورد.
The salesman proclaimed that his tonic would cure all diseases.
فروشنده اعلام کرد که اکسیر او تمام بیماری ها را درمان می کند.
public art is a tonic that can enthuse alienated youth.
هنر عمومی یک داروی مقوی است که میتواند جوانان جدا افتاده را با نشاط فرا بگیرد.
Marion laced into the gin and tonic as if it was going out of fashion.
ماریون با گین و تونیک به سبک لباس رفت، انگار که از مد افتاده است.
being needed is a tonic for someone at my age.
نیاز بودن برای کسی در این سن من یک تونیک است.
she took a tonic, and said that was why she was as tough as old boots.
او یک تونیک نوشید و گفت که به همین دلیل مثل چکمههای کهنه مقاوم است.
The chemist analyzed the new tonic and found it contained poison.
شیمیدان تونیک جدید را تجزیه و تحلیل کرد و دریافت که حاوی سم است.
She ordered a large vodka and tonic from a passing waiter.
او یک وودکا و تونیک بزرگ از یک گارسون عبوری سفارش داد.
The compound was tested for its antiseizure effect in mice with pentetrazole-induced clonic and tonic convulsion.
این ترکیب برای اثرات ضد تشنجی آن در موشهایی با تشنج کلونیک و تونیک القا شده توسط پن تترازول آزمایش شد.
Forest frog series tonics with the effect of building up health and antiager find favor in the consumer’s eyes.
تونیهای سری قورباغه جنگلی با اثر تقویت سلامتی و ضد پیری مورد توجه مصرفکنندگان قرار میگیرند.
a bitter compound used as an insecticide and tonic and vermifuge; extracted from the wood an bark of trees of the genera Quassia and Picrasma.
یک ترکیب تلخ که به عنوان حشره کش، تونیک و داروی ضد کرم استفاده می شود؛ استخراج شده از چوب و پوست درختان از جنس کوآسیا و پیکراسم.
The plagal cadence, sometimes known as the Amen cadence from ecclesiastical use, is the progression from the chord of the subdominant to the tonic, IV - I.
کادنس پلاگال، که گاهی اوقات به عنوان کادنس آمِن از کاربرد کلیسا شناخته می شود، پیشروی از آکورد سبدامینانت به تونیک، IV - I است.
The episode began with two attacks of generalized tonic-clonic seizures, fever and consciousness disturbance, followed by urinary incontinence and paraplegia with hyporeflexia.
این دوره با دو حمله تشنج تونیک-کلونیک عمومی، تب و اختلال هوشیاری آغاز شد، و سپس بیاختیاری ادرار و فلج پایینتنه با کمحسی بروز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید