revitalizing

[ایالات متحده]/rɪˈvaɪtəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈvaɪtəˌlaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به احیای vitality یا انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

revitalizing energy

انرژی احیا کننده

revitalizing process

فرآیند احیا کننده

revitalizing therapy

درمان احیا کننده

revitalizing treatment

درمان احیا کننده

revitalizing effects

اثرات احیا کننده

revitalizing experience

تجربه احیا کننده

revitalizing approach

رویکرد احیا کننده

revitalizing ideas

ایده های احیا کننده

revitalizing solution

راه حل احیا کننده

revitalizing initiative

ابتکار احیا کننده

جملات نمونه

the community is focused on revitalizing the local park.

جامعه بر احیای پارک محلی متمرکز است.

revitalizing the economy requires innovative strategies.

احیای اقتصاد نیازمند راهبردهای نوآورانه است.

they are revitalizing the old neighborhood with new businesses.

آنها در حال احیای محله قدیمی با کسب و کارهای جدید هستند.

revitalizing the brand will attract younger customers.

احیای برند مشتریان جوان‌تر را جذب خواهد کرد.

the government is committed to revitalizing rural areas.

دولت به احیای مناطق روستایی متعهد است.

revitalizing our health is essential for a better life.

احیای سلامتی ما برای داشتن یک زندگی بهتر ضروری است.

she believes that revitalizing education will improve society.

او معتقد است که احیای آموزش باعث بهبود جامعه خواهد شد.

they are looking at ways of revitalizing the tourism industry.

آنها به دنبال راه هایی برای احیای صنعت گردشگری هستند.

revitalizing the arts can bring communities together.

احیای هنر می تواند جوامع را گرد هم آورد.

the project aims at revitalizing the waterfront area.

این پروژه با هدف احیای منطقه اسکله است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید