bottom-up approach
رویکرد از پایین به بالا
bottom-up processing
پردازش از پایین به بالا
bottom-up design
طراحی از پایین به بالا
bottom-up strategy
استراتژی از پایین به بالا
bottom-up analysis
تجزیه و تحلیل از پایین به بالا
bottom-up perspective
دیدگاه از پایین به بالا
bottom-up development
توسعه از پایین به بالا
bottom-up planning
برنامهریزی از پایین به بالا
bottom-up feedback
بازخورد از پایین به بالا
bottom-up learning
یادگیری از پایین به بالا
the company's growth was a bottom-up approach, starting with individual teams.
رشد شرکت یک رویکرد از پایین به بالا بود که با تیمهای فردی آغاز شد.
we need a bottom-up analysis of the market trends to inform our strategy.
ما به یک تحلیل از پایین به بالا از روند بازار برای اطلاع از استراتژی خود نیاز داریم.
the project's success was due to a bottom-up design process involving all stakeholders.
موفقیت پروژه به دلیل یک فرآیند طراحی از پایین به بالا با مشارکت همه ذینفعان بود.
the team fostered a bottom-up culture where everyone felt empowered to contribute.
تیم یک فرهنگ از پایین به بالا را تقویت کرد که همه احساس قدرت برای مشارکت میکردند.
the innovation came from a bottom-up initiative within the research department.
نوآوری از یک طرح از پایین به بالا در بخش تحقیق نشأت گرفت.
we prefer a bottom-up approach to problem-solving, encouraging employee input.
ما یک رویکرد از پایین به بالا برای حل مشکلات را ترجیح میدهیم و مشارکت کارکنان را تشویق میکنیم.
the change management strategy was a bottom-up effort, driven by frontline employees.
استراتژی مدیریت تغییر یک تلاش از پایین به بالا بود که توسط کارکنان خط مقدم هدایت میشد.
the marketing campaign was developed using a bottom-up approach, gathering customer feedback.
کمپین بازاریابی با استفاده از یک رویکرد از پایین به بالا توسعه یافت و بازخورد مشتریان را جمع آوری کرد.
the organization encourages a bottom-up flow of information across departments.
سازمان تشویق میکند که اطلاعات به صورت از پایین به بالا در سراسر دپارتمانها جریان یابد.
the software development followed a bottom-up architecture, building from core components.
توسعه نرم افزار از یک معماری از پایین به بالا پیروی کرد و از اجزای اصلی ساخته شد.
the new strategy involved a bottom-up review of existing processes and procedures.
استراتژی جدید شامل بررسی از پایین به بالا فرآیندها و رویههای موجود بود.
bottom-up approach
رویکرد از پایین به بالا
bottom-up processing
پردازش از پایین به بالا
bottom-up design
طراحی از پایین به بالا
bottom-up strategy
استراتژی از پایین به بالا
bottom-up analysis
تجزیه و تحلیل از پایین به بالا
bottom-up perspective
دیدگاه از پایین به بالا
bottom-up development
توسعه از پایین به بالا
bottom-up planning
برنامهریزی از پایین به بالا
bottom-up feedback
بازخورد از پایین به بالا
bottom-up learning
یادگیری از پایین به بالا
the company's growth was a bottom-up approach, starting with individual teams.
رشد شرکت یک رویکرد از پایین به بالا بود که با تیمهای فردی آغاز شد.
we need a bottom-up analysis of the market trends to inform our strategy.
ما به یک تحلیل از پایین به بالا از روند بازار برای اطلاع از استراتژی خود نیاز داریم.
the project's success was due to a bottom-up design process involving all stakeholders.
موفقیت پروژه به دلیل یک فرآیند طراحی از پایین به بالا با مشارکت همه ذینفعان بود.
the team fostered a bottom-up culture where everyone felt empowered to contribute.
تیم یک فرهنگ از پایین به بالا را تقویت کرد که همه احساس قدرت برای مشارکت میکردند.
the innovation came from a bottom-up initiative within the research department.
نوآوری از یک طرح از پایین به بالا در بخش تحقیق نشأت گرفت.
we prefer a bottom-up approach to problem-solving, encouraging employee input.
ما یک رویکرد از پایین به بالا برای حل مشکلات را ترجیح میدهیم و مشارکت کارکنان را تشویق میکنیم.
the change management strategy was a bottom-up effort, driven by frontline employees.
استراتژی مدیریت تغییر یک تلاش از پایین به بالا بود که توسط کارکنان خط مقدم هدایت میشد.
the marketing campaign was developed using a bottom-up approach, gathering customer feedback.
کمپین بازاریابی با استفاده از یک رویکرد از پایین به بالا توسعه یافت و بازخورد مشتریان را جمع آوری کرد.
the organization encourages a bottom-up flow of information across departments.
سازمان تشویق میکند که اطلاعات به صورت از پایین به بالا در سراسر دپارتمانها جریان یابد.
the software development followed a bottom-up architecture, building from core components.
توسعه نرم افزار از یک معماری از پایین به بالا پیروی کرد و از اجزای اصلی ساخته شد.
the new strategy involved a bottom-up review of existing processes and procedures.
استراتژی جدید شامل بررسی از پایین به بالا فرآیندها و رویههای موجود بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید