| جمع | topmasts |
topmast height
قد دکمه
topmast rigging
سلسله دکمه
topmast sail
بادبان دکمه
topmast shrouds
سیمهای نگهدارنده دکمه
topmast step
پایهی دکمه
topmast head
سر دکمه
topmast block
بلوک دکمه
topmast cap
کلاهک دکمه
topmast support
نگهدارنده دکمه
topmast alignment
تراز دکمه
the sailor climbed up to the topmast to fix the sail.
ملوان برای تعمیر بادبان به بالای دکمه صعود کرد.
the topmast swayed dangerously in the storm.
دکمه در طوفان به طور خطرناکی به حرکت درآمد.
we need to inspect the topmast before the voyage.
ما باید قبل از سفر دکمه را بررسی کنیم.
the ship's topmast was damaged during the rough seas.
دکمه کشتی در دریای خروشان آسیب دید.
the crew worked together to lower the topmast.
خدمه برای پایین آوردن دکمه با هم همکاری کردند.
he spotted a bird perched on the topmast.
او یک پرنده را در حال نشسته روی دکمه دید.
the captain ordered the crew to raise the topmast.
کاپیتان دستور داد خدمه دکمه را بالا ببرند.
during the inspection, they found cracks in the topmast.
در حین بازرسی، آنها ترک هایی را در دکمه پیدا کردند.
the topmast is essential for the ship's stability.
دکمه برای پایداری کشتی ضروری است.
he navigated using the topmast as a reference point.
او از دکمه به عنوان نقطه مرجع برای مسیریابی استفاده کرد.
topmast height
قد دکمه
topmast rigging
سلسله دکمه
topmast sail
بادبان دکمه
topmast shrouds
سیمهای نگهدارنده دکمه
topmast step
پایهی دکمه
topmast head
سر دکمه
topmast block
بلوک دکمه
topmast cap
کلاهک دکمه
topmast support
نگهدارنده دکمه
topmast alignment
تراز دکمه
the sailor climbed up to the topmast to fix the sail.
ملوان برای تعمیر بادبان به بالای دکمه صعود کرد.
the topmast swayed dangerously in the storm.
دکمه در طوفان به طور خطرناکی به حرکت درآمد.
we need to inspect the topmast before the voyage.
ما باید قبل از سفر دکمه را بررسی کنیم.
the ship's topmast was damaged during the rough seas.
دکمه کشتی در دریای خروشان آسیب دید.
the crew worked together to lower the topmast.
خدمه برای پایین آوردن دکمه با هم همکاری کردند.
he spotted a bird perched on the topmast.
او یک پرنده را در حال نشسته روی دکمه دید.
the captain ordered the crew to raise the topmast.
کاپیتان دستور داد خدمه دکمه را بالا ببرند.
during the inspection, they found cracks in the topmast.
در حین بازرسی، آنها ترک هایی را در دکمه پیدا کردند.
the topmast is essential for the ship's stability.
دکمه برای پایداری کشتی ضروری است.
he navigated using the topmast as a reference point.
او از دکمه به عنوان نقطه مرجع برای مسیریابی استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید