torpedoing

[ایالات متحده]/tɔːˈpiːdəʊɪŋ/
[بریتانیا]/tɔrˈpiːdoʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تخریب یا حمله به چیزی با استفاده از یک اژدر

عبارات و ترکیب‌ها

torpedoing plans

تخریب طرح‌ها

torpedoing efforts

تخریب تلاش‌ها

torpedoing negotiations

تخریب مذاکرات

torpedoing projects

تخریب پروژه‌ها

torpedoing strategies

تخریب استراتژی‌ها

torpedoing initiatives

تخریب ابتکارات

torpedoing discussions

تخریب بحث‌ها

torpedoing relationships

تخریب روابط

torpedoing alliances

تخریب اتحادها

torpedoing proposals

تخریب پیشنهادها

جملات نمونه

the decision was torpedoing our chances of success.

تصمیم در حال خراب کردن شانس موفقیت ما بود.

his actions were torpedoing the entire project.

اقدامات او کل پروژه را در حال خراب کردن بود.

they accused him of torpedoing the negotiations.

آنها او را به خراب کردن مذاکرات متهم کردند.

torpedoing the plan was not their intention.

خراب کردن طرح، هدف آنها نبود.

she felt like her comments were torpedoing the discussion.

او احساس کرد که نظراتش بحث را در حال خراب کردن است.

the unexpected news was torpedoing our strategy.

این خبر غیرمنتظره استراتژی ما را در حال خراب کردن بود.

he was accused of torpedoing the team's morale.

او به خراب کردن روحیه تیم متهم شد.

they feared that torpedoing the deal would have serious consequences.

آنها نگران بودند که خراب کردن معامله عواقب جدی خواهد داشت.

her late arrival was torpedoing the meeting's agenda.

تاخیر او در رسیدن، دستور کار جلسه را در حال خراب کردن بود.

torpedoing the initiative would harm everyone involved.

خراب کردن این طرح، به همه افراد درگیر آسیب خواهد رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید