torrential

[ایالات متحده]/təˈrenʃl/
[بریتانیا]/təˈrenʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه به جوی پرسرعت؛ شدید؛ خروشان

adv. مانند یک جوی پرسرعت

عبارات و ترکیب‌ها

torrential rain

باران شدید

torrential downpour

باران شدید

torrential storm

طوفان شدید

جملات نمونه

torrential mountain streams; a torrential downpour.

جریان‌های کوهستانی شدید؛ باران شدید

We got caught in a torrential downpour.

ما در یک باران شدید گرفتار شدیم.

torrential rain turned the building site into a quagmire.

باران شدید محل ساخت و ساز را به باتلاق تبدیل کرد.

torrential rainstorms wreaked havoc yesterday.

طوفان‌های بارانی شدید دیروز خسارت زیادی وارد کردند.

The torrential rain may flood the low-lying land out.

باران شدید ممکن است باعث سیل در مناطق پست شود.

The torrential rain had plastered her hair to her head.

باران شدید باعث شده بود موهایش به سرش بچسبد.

Rescuers battled against torrential rain and high winds.

نجاتگران با بارش شدید باران و وزش شدید باد مبارزه کردند.

The River Frome had burst its banks after torrential rain.

پس از باران شدید، رودخانه Fram از بستر خود خارج شد.

That summer a torrential rain poured down for two days and nights.

در آن تابستان، باران شدید به مدت دو روز و دو شب بارید.

In addition,the inherent relation of the succesive torrential rain with low level jets and their ageostrophic winds is also analyzed.

علاوه بر این، رابطه ذاتی بارش شدید متوالی با جت های کم ارتفاع و بادهای ناهم ارث آنها نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید