pouring

[ایالات متحده]/'pɔ:riŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ریختن; n. پخش کردن; ریختن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریpouring

عبارات و ترکیب‌ها

pouring rain

باران شدید

pouring tea

ریختن چای

pouring concrete

ریختن بتن

concrete pouring

ریختن بتن

pouring process

فرآیند ریختن

جملات نمونه

it's pouring with rain.

باران شدید است.

It was pouring down.

باران شدید می بارید.

It was pouring down nonstop.

باران شدید بی وقفه می بارید.

it's absolutely pouring down.

کاملاً باران می بارد.

It was pouring all night.

باران شدید تمام شب می بارید.

petrodollars were pouring into the kingdom.

میلیون دالر نفت وارد پادشاهی می شد.

The chimney was pouring out black smoke.

دودکش دود سیاه را بیرون می‌ریخت.

Belgium has been pouring money into the company.

بلژیک سرمایه زیادی در این شرکت سرمایه گذاری کرده است.

the children are pouring out pretend tea for the dolls.

بچه ها در حال ریختن چای نمایشی برای عروسک ها هستند.

pouring our assets down the rathole of military expenditure.

ریختن دارایی های ما در سوراخ مخارج نظامی.

There was no end to the letters pouring into the post office.

هیچ پایانی برای نامه هایی که به اداره پست سرازیر بودند وجود نداشت.

All her feelings of resentment just came pouring out.

تمام احساسات او از کینه به یکباره بیرون ریخته شد.

their production of Hamlet has kept the ducats pouring in.

نمایشنامه هملت آنها باعث شده است که دوکات ها به جریان بیفتند.

Heartening reports of victories are pouring in.

گزارش‌های دلگرم‌کننده از پیروزی‌ها در حال انتشار هستند.

I little thought that I should be breaking bread and pouring wine with you.

به ندرت فکر کردم که با شما نان می شکنم و شراب می ریزم.

Give the bottle a couple of shakes before pouring the juice.

قبل از ریختن آبمیوه، بطری را چند بار تکان دهید.

He mystified us all by pouring his drink out of the window.

او با ریختن نوشیدنی از پنجره، ما را مبهوت کرد.

The companies are pouring trillions of yen into biotechnology research,especially for pharmaceuticals and new seeds.

شرکت‌ها در حال تزریق تریلیون‌ها ین به تحقیقات بیوتکنولوژی، به ویژه برای داروها و بذرهای جدید هستند.

Don't remind him of the cause of his anger—that would be pouring oil on flames.

به او یادآوری نکنید که علت خشم او چیست - این مثل ریختن روغن روی آتش خواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید