townhouse

[ایالات متحده]/'taun,haus/
[بریتانیا]/ˈtaʊnˌhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ردیف از خانه‌های مشابه یا یکسان که در یک شهر به هم متصل شده‌اند

جملات نمونه

She lives in a charming townhouse in the city center.

او در یک خانه شهری جذاب در مرکز شهر زندگی می‌کند.

The townhouse has a small garden in the backyard.

خانه شهری دارای یک باغ کوچک در حیاط پشتی است.

They are renovating their townhouse to add a modern touch.

آنها در حال بازسازی خانه شهری خود هستند تا یک حس مدرن به آن اضافه کنند.

The townhouse is located in a quiet neighborhood near the park.

خانه شهری در یک محله آرام در نزدیکی پارک واقع شده است.

The townhouse has three bedrooms and two bathrooms.

خانه شهری دارای سه اتاق خواب و دو حمام است.

The townhouse has a spacious living room with high ceilings.

خانه شهری دارای یک اتاق نشیمن بزرگ با سقف‌های بلند است.

They are selling their townhouse and moving to a bigger house.

آنها خانه شهری خود را می‌فروشند و به یک خانه بزرگتر نقل مکان می‌کنند.

The townhouse has a rooftop terrace with a beautiful view.

خانه شهری دارای یک ایوان پشت بام با منظره‌ای زیبا است.

The townhouse is part of a gated community with security guards.

خانه شهری بخشی از یک جامعه gated با نگهبانان امنیتی است.

They enjoy hosting dinner parties in their townhouse.

آنها از برگزاری مهمانی شام در خانه شهری خود لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید