trinket

[ایالات متحده]/ˈtrɪŋkɪt/
[بریتانیا]/ˈtrɪŋkɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آیتم دکوری کوچک
vi. توطئه کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtrinkets
جمعtrinkets

عبارات و ترکیب‌ها

ornamental trinket

وسيله تزئيني

جملات نمونه

She collected various trinkets from her travels around the world.

او سوغاتی‌های مختلفی از سفرش به دور دنیا جمع‌آوری کرد.

The antique shop was filled with unique trinkets and treasures.

فروشگاه عتیقه‌فروشی پر از سوغاتی‌ها و گنج‌های منحصربه‌فرد بود.

He gifted her a beautiful trinket box for her birthday.

او برای تولدش یک جعبه سوغاتی زیبا به او هدیه داد.

The trinket on her necklace sparkled in the sunlight.

سوغاتی روی گردنبندش در نور خورشید می‌درخشید.

She kept a trinket from her childhood as a cherished memory.

او یک سوغاتی از دوران کودکی خود را به عنوان خاطره‌ای گرامی حفظ کرد.

The trinket added a touch of elegance to her outfit.

سوغاتی جلوه‌ای از ظرافت را به لباس او اضافه کرد.

The trinket box was passed down through generations in the family.

جعبه سوغاتی در طول نسل‌ها در خانواده منتقل می‌شد.

She found a hidden trinket buried in the sand at the beach.

او یک سوغاتی پنهان را در ساحل در ماسه‌ها کشف کرد.

The trinket shop was full of delicate and intricate pieces.

فروشگاه سوغاتی پر از قطعات ظریف و پیچیده بود.

He used the trinket as a symbol of their friendship.

او از سوغاتی به عنوان نمادی از دوستی آنها استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید