toyed with
با آن بازی کردن
toyed around
بازی کردن در اطراف
toyed with the idea
با ایده بازی کردن
being toyed
در حال بازی شدن
toyed with it
با آن بازی کردن
he toyed
او بازی کرد
toyed with fire
با آتش بازی کردن
toyed with the notion
با نظریه بازی کردن
they toyed
آنها بازی کردند
the cat toyed with the mouse for hours.
ماهیچهای با موش بازی کرد.
he toyed with the idea of moving abroad.
او با ایدهی تغییر محل زندگی خارج از کشور بازی کرد.
she toyed with her hair while she waited.
در حالی که منتظر میماند، او با موی خود بازی کرد.
the child toyed with a building block.
کودک با یک قطعهی ساختمانی بازی کرد.
don't toy with your food at the table.
در میز غذا نخوردن و با غذا بازی نکن.
the company toyed with several marketing strategies.
شرکت با چندین استراتژی بازاریابی بازی کرد.
he toyed with the notion of early retirement.
او با ایدهی بازنشستگی زودتر بازی کرد.
the puppy toyed with a rope.
سگ جوجهای با یک طناب بازی کرد.
she toyed with the pen in her hand.
او با قلمی که در دست داشت بازی کرد.
they toyed with the possibility of a partnership.
آنها با احتمال همکاری بازی کردند.
the artist toyed with different color combinations.
هنرمند با ترکیبات رنگ مختلف بازی کرد.
toyed with
با آن بازی کردن
toyed around
بازی کردن در اطراف
toyed with the idea
با ایده بازی کردن
being toyed
در حال بازی شدن
toyed with it
با آن بازی کردن
he toyed
او بازی کرد
toyed with fire
با آتش بازی کردن
toyed with the notion
با نظریه بازی کردن
they toyed
آنها بازی کردند
the cat toyed with the mouse for hours.
ماهیچهای با موش بازی کرد.
he toyed with the idea of moving abroad.
او با ایدهی تغییر محل زندگی خارج از کشور بازی کرد.
she toyed with her hair while she waited.
در حالی که منتظر میماند، او با موی خود بازی کرد.
the child toyed with a building block.
کودک با یک قطعهی ساختمانی بازی کرد.
don't toy with your food at the table.
در میز غذا نخوردن و با غذا بازی نکن.
the company toyed with several marketing strategies.
شرکت با چندین استراتژی بازاریابی بازی کرد.
he toyed with the notion of early retirement.
او با ایدهی بازنشستگی زودتر بازی کرد.
the puppy toyed with a rope.
سگ جوجهای با یک طناب بازی کرد.
she toyed with the pen in her hand.
او با قلمی که در دست داشت بازی کرد.
they toyed with the possibility of a partnership.
آنها با احتمال همکاری بازی کردند.
the artist toyed with different color combinations.
هنرمند با ترکیبات رنگ مختلف بازی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید