trade-offs

[ایالات متحده]/[ˈtreɪdɒf]/
[بریتانیا]/[ˈtreɪdoʊf]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضرورت قبول کردن یک معایب در چیزی برای به دست آوردن مزیت در چیز دیگری؛ یک تسویه یا تبادل؛ عمل تبادل چیزی با چیز دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

trade-offs exist

تهدیدهای مبادله وجود دارد

weighing trade-offs

وزن تهدیدهای مبادله

major trade-offs

تهدیدهای مبادله اصلی

trade-off analysis

تحلیل تهدیدهای مبادله

inherent trade-offs

تهدیدهای مبادله ذاتی

considering trade-offs

در نظر گرفتن تهدیدهای مبادله

trade-offs involved

تهدیدهای مبادله مرتبط

making trade-offs

ایجاد تهدیدهای مبادله

few trade-offs

چند تهدید مبادله

trade-offs faced

تهدیدهای مبادله مواجه شده

جملات نمونه

there are always trade-offs when choosing a new car; style versus practicality.

هر زمان که یک ماشین جدید انتخاب می‌کنیم، تبادل‌هایی وجود دارد؛ سبک در مقابل عملکرد.

we face significant trade-offs between economic growth and environmental protection.

ما با تبادل‌های معنی‌داری بین رشد اقتصادی و حفاظت از محیط زیست مواجه هستیم.

the trade-offs of remote work include flexibility but also potential isolation.

تبادل‌های کار از راه دور شامل انعطاف‌پذیری است، اما همچنین احتمال جدایش می‌شود.

investing in education involves trade-offs; time and money versus future opportunities.

سرمایه‌گذاری در آموزش شامل تبادل‌هایی است؛ زمان و پول در مقابل فرصت‌های آینده.

the company considered the trade-offs of outsourcing versus maintaining in-house operations.

شرکت تبادل‌های بین اجاره‌دادن و حفظ عملیات داخلی را در نظر گرفت.

accepting the job meant making trade-offs with my desired location and salary.

پذیرش این شغل به معنی انجام تبادل‌هایی با مکان و حقوق مورد نظر من بود.

the trade-offs of a high-risk investment can be substantial rewards or significant losses.

تبادل‌های یک سرمایه‌گذاری با ریسک بالا می‌تواند جوایز قابل توجه یا زیان‌های معنی‌دار باشد.

there are inherent trade-offs in any negotiation; give and take are essential.

در هر مذاکره‌ای تبادل‌های ذاتی وجود دارد؛ داد و شود ضروری است.

the project manager highlighted the trade-offs between speed and quality.

مدیر پروژه تبادل‌های بین سرعت و کیفیت را تاکید کرد.

understanding the trade-offs is crucial for making informed decisions.

فهمیدن تبادل‌ها برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه ضروری است.

the trade-offs of a career change can be exciting but also unsettling.

تبادل‌های یک تغییر شغلی می‌تواند جالب باشد، اما همچنین اضطراب‌آور نیز می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید