trades

[ایالات متحده]/treɪdz/
[بریتانیا]/treɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معاملات یا کسب و کارها؛ تجارت
v. شکل سوم شخص مفرد از تجارت

عبارات و ترکیب‌ها

trades people

صنعتگران

trades union

اتحادیه کارگری

trades skills

مهارت‌های تجاری

trades market

بازار تجارت

trades agreement

توافق تجاری

trades secrets

رازهای تجاری

trades profession

حرفه تجاری

trades fair

نمایشگاه تجارت

trades license

گواهی بازرگانی

trades certification

گواهینامه بازرگانی

جملات نمونه

he trades stocks daily to increase his wealth.

او به طور روزانه سهام معامله می‌کند تا ثروت خود را افزایش دهد.

many people trades goods at the local market.

بسیاری از مردم کالاها را در بازار محلی معامله می‌کنند.

she trades her old books for new ones.

او کتاب‌های قدیمی خود را با کتاب‌های جدید معامله می‌کند.

they trades information to improve their strategies.

آنها اطلاعات را برای بهبود استراتژی‌های خود معامله می‌کنند.

the company trades internationally to expand its reach.

شرکت به طور بین‌المللی معامله می‌کند تا دامنه خود را گسترش دهد.

he trades cryptocurrencies for potential profits.

او ارزهای دیجیتال را برای کسب سود احتمالی معامله می‌کند.

she trades her skills for valuable experience.

او مهارت‌های خود را برای کسب تجربه ارزشمند معامله می‌کند.

they trades services to benefit both parties.

آنها خدمات را برای بهره‌مندی هر دو طرف معامله می‌کنند.

he trades art pieces with collectors around the world.

او آثار هنری را با کلکسیونرها در سراسر جهان معامله می‌کند.

she often trades fashion tips with her friends.

او اغلب نکات مد را با دوستان خود معامله می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید