| جمع | traducers |
a vicious traducer
یک تریدوسر خشن
political traducers
تریدوسران سیاسی
vile traducer
یک تریدوسر ناپسندیده
malicious traducers
تریدوسران خطرناک
the malicious traducer spread false rumors throughout the community.
تاریخچهگر خبیث اخبار کاذب را در سراسر جامعه پخش کرد.
she was exposed as a bitter traducer who destroyed innocent reputations.
او به عنوان یک تاریخچهگر خشن که ناموسهای بیگناه را نابود کرد، آشکار شد.
the newspaper fired the columnist after he proved to be a vicious traducer.
روزنامه پس از اینکه نویسنده مقاله به عنوان یک تاریخچهگر خشن ثابت شد، او را فصل میکند.
his former friend turned out to be a relentless traducer seeking revenge.
دوست قدیمی او در نهایت به یک تاریخچهگر غیرقابل توقفی تبدیل شد که به دنبال انتقام بود.
the politician called his opponent a traducer during the heated debate.
سیاستمدار در میان مباحثههای گرم، رقبای خود را تاریخچهگر خواند.
social media has become a breeding ground for anonymous traducers.
شبکههای اجتماعی به یک زمینهی تولید کننده برای تاریخچهگران ناشناس تبدیل شده است.
the company sued the traducer for defamation and damaging their brand.
شرکت به دلیل تحقیر و آسیب رساندن به برند خود، تاریخچهگر را به دادگاه رساند.
historians consider him a traducer who distorted the truth about historical events.
تاریخنگاران او را یک تاریخچهگر میدانند که واقعیتهای رویدادهای تاریخی را تحریف کرد.
she refused to let the traducer's lies define her character.
او از اینکه دروغهای تاریخچهگر خودشان به شخصیت او تعریف شود، پشیمان شد.
the article revealed the author as a skilled traducer with hidden motives.
مقاله نویسنده را به عنوان یک تاریخچهگر ماهر با دلایل پنهان آشکار کرد.
court proceedings exposed the witness as a habitual traducer.
پروسه دادگاه شاهد را به عنوان یک تاریخچهگر معمولی آشکار کرد.
despite being a traducer, he claimed to be defending the public interest.
هر چند که یک تاریخچهگر بود، او ادعا کرد که به دفاع از منافع عمومی میپردازد.
a vicious traducer
یک تریدوسر خشن
political traducers
تریدوسران سیاسی
vile traducer
یک تریدوسر ناپسندیده
malicious traducers
تریدوسران خطرناک
the malicious traducer spread false rumors throughout the community.
تاریخچهگر خبیث اخبار کاذب را در سراسر جامعه پخش کرد.
she was exposed as a bitter traducer who destroyed innocent reputations.
او به عنوان یک تاریخچهگر خشن که ناموسهای بیگناه را نابود کرد، آشکار شد.
the newspaper fired the columnist after he proved to be a vicious traducer.
روزنامه پس از اینکه نویسنده مقاله به عنوان یک تاریخچهگر خشن ثابت شد، او را فصل میکند.
his former friend turned out to be a relentless traducer seeking revenge.
دوست قدیمی او در نهایت به یک تاریخچهگر غیرقابل توقفی تبدیل شد که به دنبال انتقام بود.
the politician called his opponent a traducer during the heated debate.
سیاستمدار در میان مباحثههای گرم، رقبای خود را تاریخچهگر خواند.
social media has become a breeding ground for anonymous traducers.
شبکههای اجتماعی به یک زمینهی تولید کننده برای تاریخچهگران ناشناس تبدیل شده است.
the company sued the traducer for defamation and damaging their brand.
شرکت به دلیل تحقیر و آسیب رساندن به برند خود، تاریخچهگر را به دادگاه رساند.
historians consider him a traducer who distorted the truth about historical events.
تاریخنگاران او را یک تاریخچهگر میدانند که واقعیتهای رویدادهای تاریخی را تحریف کرد.
she refused to let the traducer's lies define her character.
او از اینکه دروغهای تاریخچهگر خودشان به شخصیت او تعریف شود، پشیمان شد.
the article revealed the author as a skilled traducer with hidden motives.
مقاله نویسنده را به عنوان یک تاریخچهگر ماهر با دلایل پنهان آشکار کرد.
court proceedings exposed the witness as a habitual traducer.
پروسه دادگاه شاهد را به عنوان یک تاریخچهگر معمولی آشکار کرد.
despite being a traducer, he claimed to be defending the public interest.
هر چند که یک تاریخچهگر بود، او ادعا کرد که به دفاع از منافع عمومی میپردازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید