revile

[ایالات متحده]/rɪˈvaɪl/
[بریتانیا]/rɪˈvaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز توهین‌آمیز یا با خشم انتقاد کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریreviling
زمان گذشتهreviled
قسمت سوم فعلreviled
شکل سوم شخص مفردreviles

جملات نمونه

The tramp reviled the man who drove him off.

آن مرد ولگرد مردی را که او را بیرون رانده بود، نفرین کرد.

He reviled his opponent unmercifully.

او حریف خود را به شدت نفرین کرد.

he was now reviled by the party that he had helped to lead.

او اکنون توسط حزبی که به رهبری آن کمک کرده بود، نفرین می شد.

the government were reviled for running down the welfare state.

دولت به خاطر تضعیف سیستم رفاه مورد نفرت قرار گرفت.

Critics reviled the novel as unsophisticated pulp.

منتقدان رمان را به عنوان یک اثر عامیانه و غیرمتعالی، مورد نفرت خواندند.

The angry crowd reviled at the police who were trying to control them.

جمعیت خشمگین به پلیسی که سعی داشتند آنها را کنترل کنند، نفرین کرد.

If his plastic surgery made him disturbingly unwatchable, soon, allegations of child abuse would make him reviled among many.

اگر جراحی پلاستیک او باعث می‌شد به طرز نگران‌کننده‌ای غیرقابل تماشا باشد، به زودی، اتهامات سوء استفاده از کودکان باعث می‌شد که بسیاری او را تکریه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید