tranquilizer

[ایالات متحده]/ˈtræŋkwɪlaɪzə/
[بریتانیا]/ˈtræŋkwəˌlaɪzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارویی که آرام می‌کند یا تسکین می‌دهد؛ دارویی که برای تسکین درد یا اضطراب استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

calming tranquilizer

مسکن آرام‌بخش

strong tranquilizer

مسکن قوی

mild tranquilizer

مسکن ملایم

effective tranquilizer

مسکن موثر

tranquilizer dosage

دوز مسکن

tranquilizer effects

اثرات مسکن

tranquilizer medication

داروی مسکن

tranquilizer use

مصرف مسکن

tranquilizer side effects

عوارض جانبی مسکن

tranquilizer treatment

درمان با مسکن

جملات نمونه

he was given a tranquilizer to calm his nerves.

برای آرام کردن اعصابش داروی آرام‌بخش به او داده شد.

the veterinarian used a tranquilizer before the procedure.

پزشک دامپزشک قبل از انجام عمل جراحی از داروی آرام‌بخش استفاده کرد.

she felt the effects of the tranquilizer within minutes.

او اثرات داروی آرام‌بخش را در عرض چند دقیقه احساس کرد.

tranquilizers can help manage anxiety disorders.

داروهای آرام‌بخش می‌توانند به مدیریت اختلالات اضطرابی کمک کنند.

he needed a tranquilizer after the stressful event.

او بعد از آن حادثه استرس‌زا به داروی آرام‌بخش نیاز داشت.

doctors often prescribe tranquilizers for severe insomnia.

پزشکان اغلب داروهای آرام‌بخش را برای بی‌خوابی شدید تجویز می‌کنند.

they administered a tranquilizer to the agitated patient.

آنها داروی آرام‌بخش را به بیمار مضطرب تزریق کردند.

she decided to avoid tranquilizers and try meditation instead.

او تصمیم گرفت از داروهای آرام‌بخش اجتناب کند و به جای آن مدیتیشن را امتحان کند.

tranquilizers should be used under medical supervision.

داروهای آرام‌بخش باید تحت نظر پزشک استفاده شوند.

he was prescribed a tranquilizer to help with his panic attacks.

به او داروی آرام‌بخش برای کمک به حملات پانیک تجویز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید