transcending

[ایالات متحده]/trænˈsɛndɪŋ/
[بریتانیا]/trænˈsɛndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراتر رفتن از مرزهای تجربه، باور یا توصیف؛ برای برتری یا excel

عبارات و ترکیب‌ها

transcending boundaries

گذار از مرزها

transcending limits

گذار از محدودیت‌ها

transcending time

گذار از زمان

transcending reality

گذار از واقعیت

transcending culture

گذار از فرهنگ

transcending fear

گذار از ترس

transcending differences

گذار از تفاوت‌ها

transcending expectations

گذار از انتظارات

transcending experience

گذار از تجربه

transcending thought

گذار از تفکر

جملات نمونه

her art is transcending the boundaries of traditional techniques.

هنر او از مرزهای تکنیک‌های سنتی فراتر می‌رود.

transcending cultural differences can lead to greater understanding.

فراتر رفتن از تفاوت‌های فرهنگی می‌تواند منجر به درک بیشتر شود.

they are transcending expectations with their innovative approach.

آنها با رویکرد نوآورانه خود از انتظارات فراتر می‌روند.

his performance was transcending anything we had seen before.

اجرای او چیزی فراتر از هر آنچه تا به حال دیده بودیم بود.

transcending personal struggles is a sign of true strength.

غالب شدن بر مشکلات شخصی نشانه‌ای از قدرت واقعی است.

the novel is transcending genres, appealing to a wide audience.

این رمان از ژانرها فراتر می‌رود و برای مخاطبان گسترده‌ای جذاب است.

transcending fear is essential for personal growth.

غالب شدن بر ترس برای رشد شخصی ضروری است.

her leadership style is transcending typical management practices.

سبک رهبری او از شیوه‌های مدیریتی معمول فراتر می‌رود.

transcending limitations can unlock new potentials.

غالب شدن بر محدودیت‌ها می‌تواند پتانسیل‌های جدیدی را باز کند.

he believes that love is transcending all barriers.

او معتقد است که عشق بر همه موانع غلبه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید