transferee

[ایالات متحده]/ˌtrænsfɜː'riː/
[بریتانیا]/ˌtrænsfɝ'ri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که چیزی را دریافت می‌کند یا به او اختصاص داده می‌شود، به‌ویژه یک موقعیت یا ملک، از شخص دیگری
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

incoming transferee

انتقال گیرنده ورودی

new transferee

انتقال گیرنده جدید

transferee agreement

توافق انتقال گیرنده

transferee rights

حقوق انتقال گیرنده

جملات نمونه

The transferee will start their new job next week.

انتقال‌دهنده هفته آینده کار جدید خود را آغاز خواهد کرد.

The company provided relocation assistance for the transferee.

شرکت کمک‌های اسکان برای انتقال‌دهنده فراهم کرد.

The transferee must complete all necessary paperwork before the transfer.

انتقال‌دهنده باید قبل از انتقال، تمام مدارک لازم را تکمیل کند.

The transferee is responsible for familiarizing themselves with the new policies.

انتقال‌دهنده مسئولیت آشنایی با سیاست‌های جدید را بر عهده دارد.

The transferee is excited to explore their new city.

انتقال‌دهنده هیجان‌زده است تا شهر جدید خود را کشف کند.

The transferee needs to adapt quickly to the new work environment.

انتقال‌دهنده باید به سرعت با محیط کار جدید سازگار شود.

The transferee is looking forward to meeting their new colleagues.

انتقال‌دهنده مشتاقانه منتظر ملاقات با همکاران جدید خود است.

The transferee has to attend orientation sessions to learn about the company.

انتقال‌دهنده باید در جلسات آشنایی شرکت کند تا در مورد شرکت اطلاعات کسب کند.

The transferee received a warm welcome from their new team.

انتقال‌دهنده از تیم جدید خود استقبال گرمی دریافت کرد.

The transferee is eager to make a positive impact in their new role.

انتقال‌دهنده مشتاق است تا تأثیر مثبتی در نقش جدید خود ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید