what transpires
چه اتفاقی می افتد
as it transpires
همانطور که اتفاق می افتد
if it transpires
اگر اتفاق بیفتد
it transpires
اتفاق می افتد
when it transpires
وقتی اتفاق می افتد
what transpires next
چه اتفاقی بعد می افتد
how it transpires
چگونه اتفاق می افتد
transpires that
اینکه اتفاق می افتد
transpires over time
در طول زمان اتفاق می افتد
transpires in reality
در واقعیت اتفاق می افتد
it transpires that she was right all along.
مشخص میشود که او در تمام مدت درست میگفت.
what transpires during the meeting will determine our next steps.
آنچه در طول جلسه اتفاق میافتد، گامهای بعدی ما را تعیین خواهد کرد.
it often transpires that the simplest solutions are the best.
اغراق نیست که اغلب اوقات سادهترین راهحلها بهترین هستند.
as the investigation unfolds, more information transpires.
همانطور که تحقیقات پیش میرود، اطلاعات بیشتری آشکار میشود.
it transpires that he had been planning this for months.
مشخص میشود که او ماهها بود که این را برنامهریزی میکرد.
what transpires in the story is quite unexpected.
آنچه در داستان اتفاق میافتد بسیار غیرمنتظره است.
it transpires that they are related by blood.
مشخص میشود که آنها نسبت خون دارند.
during the event, it transpires that many people share similar experiences.
در طول این رویداد، مشخص میشود که بسیاری از افراد تجربیات مشابهی دارند.
it transpires that the rumors were unfounded.
مشخص میشود که شایعات بیاساس بودند.
as time goes on, it transpires that trust is essential.
با گذشت زمان، مشخص میشود که اعتماد ضروری است.
what transpires
چه اتفاقی می افتد
as it transpires
همانطور که اتفاق می افتد
if it transpires
اگر اتفاق بیفتد
it transpires
اتفاق می افتد
when it transpires
وقتی اتفاق می افتد
what transpires next
چه اتفاقی بعد می افتد
how it transpires
چگونه اتفاق می افتد
transpires that
اینکه اتفاق می افتد
transpires over time
در طول زمان اتفاق می افتد
transpires in reality
در واقعیت اتفاق می افتد
it transpires that she was right all along.
مشخص میشود که او در تمام مدت درست میگفت.
what transpires during the meeting will determine our next steps.
آنچه در طول جلسه اتفاق میافتد، گامهای بعدی ما را تعیین خواهد کرد.
it often transpires that the simplest solutions are the best.
اغراق نیست که اغلب اوقات سادهترین راهحلها بهترین هستند.
as the investigation unfolds, more information transpires.
همانطور که تحقیقات پیش میرود، اطلاعات بیشتری آشکار میشود.
it transpires that he had been planning this for months.
مشخص میشود که او ماهها بود که این را برنامهریزی میکرد.
what transpires in the story is quite unexpected.
آنچه در داستان اتفاق میافتد بسیار غیرمنتظره است.
it transpires that they are related by blood.
مشخص میشود که آنها نسبت خون دارند.
during the event, it transpires that many people share similar experiences.
در طول این رویداد، مشخص میشود که بسیاری از افراد تجربیات مشابهی دارند.
it transpires that the rumors were unfounded.
مشخص میشود که شایعات بیاساس بودند.
as time goes on, it transpires that trust is essential.
با گذشت زمان، مشخص میشود که اعتماد ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید