prizes

[ایالات متحده]/praɪzɪz/
[بریتانیا]/praɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوایز یا پاداش‌هایی که برای دستاوردها داده می‌شود؛ چیزهایی که برای آن‌ها رقابت می‌شود؛ چیزهای با ارزش یا مهم
v. بسیار ارزشمند دانستن؛ گرامی داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

winning prizes

جوایز برنده

cash prizes

جوایز نقدی

prizes awarded

جوایزی که اهدا شده‌اند

prizes given

جوایزی که داده شده‌اند

prizes won

جوایزی که برنده شده‌اند

prizes available

جوایز موجود

prizes offered

جوایزی که ارائه شده‌اند

prizes distributed

جوایزی که توزیع شده‌اند

prizes for winners

جوایز برای برندگان

prizes to claim

جوایزی که باید دریافت کرد

جملات نمونه

she won several prizes at the art competition.

او جوایز متعددی را در مسابقه هنری به دست آورد.

they are giving out prizes for the best costumes.

آنها جوایزی را برای بهترین لباس‌ها اهدا می‌کنند.

he was thrilled to receive his prizes for the science fair.

او از دریافت جوایزش برای نمایشگاه علم بسیار هیجان‌زده بود.

many prizes were donated by local businesses.

جوایز بسیاری توسط کسب و کارهای محلی اهدا شد.

winning prizes can boost a student's confidence.

برنده شدن جوایز می‌تواند اعتماد به نفس یک دانش‌آموز را افزایش دهد.

she entered the contest hoping to win prizes.

او با این امید وارد مسابقه شد که جایزه ببرد.

prizes will be awarded at the end of the event.

جوایز در پایان رویداد اهدا خواهد شد.

everyone is excited about the prizes for the trivia game.

همه در مورد جوایز بازی اطلاعات عمومی هیجان‌زده هستند.

he collected prizes from various competitions over the years.

او در طول سال‌ها جوایزی را از مسابقات مختلف جمع‌آوری کرد.

they announced the prizes during the award ceremony.

آنها جوایز را در طول مراسم اهدای جوایز اعلام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید