healable

[ایالات متحده]/ˈhiːləbl/
[بریتانیا]/ˈhiːləbl/

ترجمه

adj. قابلیت بهبود یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

healable wound

زخم قابل ترمیم

healable condition

وضعیت قابل ترمیم

healable injury

آسیب قابل ترمیم

healable trauma

تراومای قابل ترمیم

healable disease

بیماری قابل ترمیم

healable relationship

رابطه قابل ترمیم

healable pain

درد قابل ترمیم

healable scar

اسکار قابل ترمیم

healable grief

غم قابل ترمیم

healable heart

قلب قابل ترمیم

جملات نمونه

the doctor assured me that my injury is healable.

پزشک اطمینان داد که آسیب من قابل درمان است.

many emotional wounds are healable with time and support.

بسیاری از زخم‌های عاطفی با گذشت زمان و حمایت قابل درمان هستند.

she believes that every broken relationship is healable.

او معتقد است که هر رابطه‌ای که شکسته شده قابل ترمیم است.

the therapist emphasized that trauma can be healable.

درمانگر تاکید کرد که آسیب روحی قابل درمان است.

with proper care, the wound is healable.

با مراقبت مناسب، زخم قابل درمان است.

he found that his mental health issues were indeed healable.

او متوجه شد که مشکلات سلامت روان او واقعاً قابل درمان هستند.

she has a healable condition that requires patience.

او یک وضعیت قابل درمان دارد که نیاز به صبر دارد.

they learned that many conflicts are healable with communication.

آنها متوجه شدند که بسیاری از درگیری‌ها با برقراری ارتباط قابل حل هستند.

the community project aims to show that social issues are healable.

هدف پروژه محلی نشان دادن این است که مشکلات اجتماعی قابل حل هستند.

he was relieved to hear that his condition was healable.

او از شنیدن اینکه وضعیتش قابل درمان است، آسوده خاطر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید