trek

[ایالات متحده]/trek/
[بریتانیا]/trek/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سفر طولانی و دشوار، به ویژه به صورت پیاده
vt. کشیدن (یک کالسکه) یا حمل کردن
vi. انجام یک سفر طولانی و دشوار
Word Forms
زمان گذشتهtrekked
صفت یا فعل حال استمراریtrekking
شکل سوم شخص مفردtreks
جمعtreks
قسمت سوم فعلtrekked

عبارات و ترکیب‌ها

adventure trek

سفر ماجراجویانه

trekking expedition

سرودگشت کوهنوردی

جملات نمونه

a trek to the South Pole.

یک سفر به قطب جنوب

a Star Trek convention.

کنوانسیون ستارگان فضایی.

I was at the new flat waiting for my trek to arrive.

من در آپارتمان جدید منتظر رسیدن سفرم بودم.

my plan is to trek about seeing the world.

برنامه‌ی من این است که سفر کنم و دنیا را ببینم.

It took us the whole day to trek across the rocky terrain.

کل روز طول کشید تا از میان زمین ناهموار عبور کنیم.

DAN: A Trekkie. He's a serious “Star Trek” fan.

دان: یک طرفدار سریال استار تِرِک. او یک طرفدار جدی "استار تِرِک" است.

My boots were punished by our long trek through the desert.

چکمه‌های من توسط سفر طولانی ما در صحرا مجازات شدند.

With the dictator of Gorovia dead, Sureshot and Spotter quickly leave and start the multi mile trek to their extraction point.

با مرگ دیکتاتور گوروفیا، سورشات و اسپوتر به سرعت خارج شده و سفر چند مایلی به نقطه استخراج خود را آغاز می‌کنند.

He strolled the Maharajah Jungle Trek and learned the Komodo dragon is actually just a big lizard.

او در پیاده‌روی جنگلی ماهاراجا قدم زد و متوجه شد که مارمولک کومودو در واقع فقط یک مارمولک بزرگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید