tremulous

[ایالات متحده]/ˈtremjələs/
[بریتانیا]/ˈtremjələs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لرزان، حساس، عصبی، خجالتی.

جملات نمونه

he gave a tremulous smile.

او لبخندی لرزان زد.

We waited in tremulous anticipation.

ما با اشتیاق لرزان منتظر ماندیم.

I opened the important letter with tremulous fingers.

من نامه مهم را با انگشتانی لرزان باز کردم.

To utter a succession of light chirping or tremulous sounds;chirrup.

برای بیان یک سری صداهای ملایم، ترق و لرزان؛ ترق

Her voice was tremulous as she spoke about her fears.

صدای او هنگام صحبت کردن در مورد ترس هایش لرزان بود.

The tremulous hands of the old man showed his nervousness.

دست‌های لرزان مرد پیر نشان‌دهندهٔ عصبی بودنش بود.

She gave a tremulous smile before stepping on stage.

او قبل از رفتن روی صحنه لبخندی لرزان زد.

His tremulous confession revealed his vulnerability.

اعتراف لرزان او آسیب‌پذیری او را نشان داد.

The tremulous music added to the suspense of the scene.

موسیقی لرزان به تعلیق صحنه اضافه شد.

Her tremulous excitement was evident in her shaky hands.

هیجان لرزان او در دست‌های لرزانش آشکار بود.

The tremulous anticipation before the announcement was palpable.

اشتیاق لرزان قبل از اعلام نتیجه قابل لمس بود.

His tremulous voice betrayed his anxiety.

صدای لرزان او خیانتکارانه نشان‌دهندهٔ اضطراب او بود.

A tremulous feeling of uncertainty lingered in the air.

احساس لرزان نااطمینانی در هوا باقی ماند.

The tremulous atmosphere in the room made everyone uneasy.

فضای لرزان در اتاق باعث ناراحتی همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید