tribesman

[ایالات متحده]/'traɪbzmən/
[بریتانیا]/'traɪbzmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو نر یک قبیله؛ کسی که به همان طایفه تعلق دارد.
Word Forms
جمعtribesmen

جملات نمونه

The tribesman gathered around the fire to tell stories.

مرد قبیله‌ای دور آتش جمع شد تا داستان‌هایی تعریف کند.

The tribesman hunted for food in the forest.

مرد قبیله‌ای برای پیدا کردن غذا در جنگل شکار می‌کرد.

The tribesman wore traditional clothing during the ceremony.

مرد قبیله‌ای در طول مراسم لباس‌های سنتی پوشید.

The tribesman relied on traditional medicine for healing.

مرد قبیله‌ای برای درمان به طب سنتی متکی بود.

The tribesman performed a ritual to honor their ancestors.

مرد قبیله‌ای برای ادای احترام به نیاکان خود آیینی انجام داد.

The tribesman lived in harmony with nature.

مرد قبیله‌ای در صلح با طبیعت زندگی می‌کرد.

The tribesman followed the wisdom passed down from generations.

مرد قبیله‌ای از حکمت‌هایی که از نسل‌ها به ارث رسیده بود پیروی می‌کرد.

The tribesman respected the customs and traditions of their tribe.

مرد قبیله‌ای به آداب و رسوم قبیله خود احترام می‌گذاشت.

The tribesman worked together to build shelters for the community.

مرد قبیله‌ای با هم برای ساختن سرپناه برای جامعه کار کردند.

The tribesman celebrated the harvest with a feast.

مرد قبیله‌ای با یک جشن برداشت محصول را جشن گرفت.

نمونه‌های واقعی

The crew wanted to film Dorobo tribesmen in Kenya chasing lions off a kill.

گروه می‌خواست فیلمبرداری از قبایل دوروبو در کنیا در حال دور کردن شیرها از یک جسد را انجام دهد.

منبع: Human Planet

The tribesmen went hunting with bows and arrows.

قبایل با کمان و تیر به شکار رفتند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

The tribesmen's prayer for rain was finally granted.

دعای قبایل برای باران سرانجام مستجاب شد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

The vanguard? Mm-hmm. Me and the tribesmen on the front lines? They do seem rather ferocious.

پیشرو؟ اوهوم. من و قبایل در خط مقدم؟ آنها کاملاً وحشی به نظر می رسند.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

Most who die violent deaths in their societies do so at the hands of fellow tribesmen, not foreigners.

بیشتر کسانی که در جوامع خود به مرگ خشونت آمیز می میرند، این کار را به دست هم قبایلی خود انجام می دهند، نه بیگانگان.

منبع: The Economist - Technology

'He is dead, ' echoed the tribesmen and the tribeswomen.

'او مرده است،' قبایل مرد و زن تکرار کردند.

منبع: Vancouver Legend

Then my hill tribesmen. - Have gone home.

سپس قبایل کوهستانی من. - به خانه رفتند.

منبع: Game of Thrones Season 2

Benanav noticed how the tribesmen cared for their herd of water buffalo.

بناوناو متوجه شد که قبایل چگونه از گله گاومیش های خود مراقبت می کنند.

منبع: VOA Special June 2018 Collection

Me and the tribesmen on the front lines?

من و قبایل در خط مقدم؟

منبع: Game of Thrones Season 1

The tribesmen did not understand what Dr. Dolittle was saying.

قبایل نمی فهمیدند که دکتر دولیتل چه می گوید.

منبع: L04-07 Part "Dr. Dolittle" Episode 49

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید