trifocal

[ایالات متحده]/ˌtraɪˈfəʊ.kəl/
[بریتانیا]/ˌtraɪˈfoʊ.kəl/

ترجمه

adj. دارای سه نقطه کانونی
n. لنزی با سه طول کانونی؛ عینک با سه طول کانونی

عبارات و ترکیب‌ها

trifocal lenses

لنزهای سه‌کانونی

trifocal glasses

عینک‌های سه‌کانونی

trifocal vision

بینایی سه‌کانونی

trifocal prescription

تجویز دارو سه‌کانونی

trifocal design

طراحی سه‌کانونی

trifocal correction

اصلاح سه‌کانونی

trifocal lensing

لنزگذاری سه‌کانونی

trifocal optics

اپتیک سه‌کانونی

trifocal technology

فناوری سه‌کانونی

trifocal adaptation

سازگاری سه‌کانونی

جملات نمونه

she needs trifocal glasses for her vision.

او به عینک سه‌قلوی برای دیدن خود نیاز دارد.

trifocal lenses help her see clearly at all distances.

لنزهای سه‌قلوی به او کمک می‌کنند تا در همه فواصل به وضوح ببیند.

he prefers trifocal lenses over bifocals.

او ترجیح می‌دهد لنزهای سه‌قلوی را نسبت به لنزهای دوتایی.

trifocal glasses can be quite expensive.

عینک‌های سه‌قلوی می‌توانند بسیار گران باشند.

many seniors opt for trifocal lenses for better vision.

بسیاری از افراد مسن برای دید بهتر لنزهای سه‌قلوی انتخاب می‌کنند.

she adjusted to her new trifocal glasses quickly.

او به سرعت به عینک‌های سه‌قلوی جدید خود عادت کرد.

trifocal lenses are designed for multifocal vision correction.

لنزهای سه‌قلوی برای اصلاح بینایی چند کاناله طراحی شده‌اند.

he was amazed by the clarity of his trifocal lenses.

او از وضوح لنزهای سه‌قلوی خود شگفت زده شد.

trifocal glasses can take some time to get used to.

ممکن است مدتی طول بکشد تا به عینک‌های سه‌قلوی عادت کنید.

she chose stylish frames for her trifocal lenses.

او برای لنزهای سه‌قلوی خود فریم‌های شیک انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید