trilled

[ایالات متحده]/[trɪld]/
[بریتانیا]/[trɪld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تولید یک تریل، به ویژه صدای یا یک ابزار موسیقی؛ لرزیدن یا ارتعاش (یک صدادمی).
adj. مشخص شده با تریل.

عبارات و ترکیب‌ها

trilled laughter

خنده تریل

trilled rs

آر تریل

trilled voice

صوت تریل

trilling sound

صوت تریل

trilled notes

نوت‌های تریل

trilled softly

به‌طور نرم تریل

trilled out

تریل شده

trilling bird

پرندگان تریل

trilled melody

مeloدی تریل

trilled tongue

زبان تریل

جملات نمونه

the flamenco dancer's voice trilled with passion and intensity.

صداي نوازنده فلامenco با عشق و شدت می‌خواند.

he trilled a short melody on the flute, charming everyone nearby.

او یک ملودی کوتاه روی سیتاره اجرا کرد و همه اطراف را جذب کرد.

the bird trilled a cheerful song from the highest branch.

پرندگان از بالاترین شاخه یک آواز خوشحالی را خواندند.

her laughter trilled like wind chimes on a summer evening.

خنده او مانند سروصداهای باد در یک شب تابستانی بود.

the engine trilled as the race car accelerated down the track.

موتور با سرعت افزایش یافته اتومبیل ریس را به حرکت درآورد.

a faint trill echoed from the distant forest.

یک صدای نرم از جنگل دور به گوش رسید.

the phone trilled, interrupting our conversation.

تلفن زنگ زد و گفتگوی ما را قطع کرد.

the alarm clock trilled loudly at six in the morning.

ساعت بیدار کننده صبح زود با حجم بالا زنگ زد.

the singer trilled a high note, showcasing her vocal range.

خواننده یک نت بالا اجرا کرد و محدوده صدایش را نشان داد.

the old doorbell trilled a familiar tune.

نای سرویس قدیمی یک ملودی آشنا را اجرا کرد.

the child trilled with delight at the sight of the puppy.

کودک با خوشحالی در دیدن گرگچه خنده زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید