| شکل سوم شخص مفرد | trivialises |
| جمع | trivialises |
| صفت یا فعل حال استمراری | trivialising |
| زمان گذشته | trivialised |
| قسمت سوم فعل | trivialised |
Don’t trivialise the seriousness of the issue!
جدی بودن موضوع را دست کم نگیرید!
It may trivialise, demean, irritate or insult women.Research evidence shows that language use affects the ways in which people view themselves and others.
ممکن است زنان را کم اهمیت جلوه دهد، تحقیر کند، آزار دهد یا توهین کند. شواهد تحقیقات نشان می دهد که نحوه استفاده از زبان بر نحوه نگرش مردم به خود و دیگران تأثیر می گذارد.
In her view, medical students should learn to trivialise death enough to cope but humanise it enough to help, and their formal education caters disproportionately to the former.
به نظر او، دانشجویان پزشکی باید یاد بگیرند که مرگ را آنقدر کم اهمیت جلوه دهند که بتوانند کنار بیایند، اما آنقدر آن را انسانی جلوه دهند که بتوانند کمک کنند و آموزش رسمی آنها به طور نامتناسبی به مورد اول میپردازد.
I think we ought to be extremely careful not to trivialise what is a very serious issue, Ludovic.
من فکر میکنم باید بسیار مراقب باشیم که چیزی را که مسئلهای بسیار جدی است، سادهانگاری نکنیم، لودویک.
منبع: Yes, Minister Season 3It now refers to any of the media where the content is being trivialised in the opinion of somebody.
اکنون به هر یک از رسانهها اشاره دارد که در نظر کسی محتوا در حال سادهسازی است.
منبع: BBC Listening Collection October 2014Casual use of the term addiction has a very real effect of potentially trivialising how we talk about addiction more broadly.
استفادهی غیررسمی از واژه اعتیاد، تأثیر واقعی در احتمال سادهسازی نحوه صحبت ما درباره اعتیاد به طور کلی دارد.
منبع: BBC IdeasIt's crucial that such borrowings are done respectfully, ensuring that they don't trivialise or commodify the cultures from which they originate.
بسیار مهم است که این وامگیریها به طور محترمانه انجام شود و اطمینان حاصل شود که فرهنگهایی که از آنها ریشه میگیرند را سادهسازی یا کالا نکنند.
منبع: 2023-41Don’t trivialise the seriousness of the issue!
جدی بودن موضوع را دست کم نگیرید!
It may trivialise, demean, irritate or insult women.Research evidence shows that language use affects the ways in which people view themselves and others.
ممکن است زنان را کم اهمیت جلوه دهد، تحقیر کند، آزار دهد یا توهین کند. شواهد تحقیقات نشان می دهد که نحوه استفاده از زبان بر نحوه نگرش مردم به خود و دیگران تأثیر می گذارد.
In her view, medical students should learn to trivialise death enough to cope but humanise it enough to help, and their formal education caters disproportionately to the former.
به نظر او، دانشجویان پزشکی باید یاد بگیرند که مرگ را آنقدر کم اهمیت جلوه دهند که بتوانند کنار بیایند، اما آنقدر آن را انسانی جلوه دهند که بتوانند کمک کنند و آموزش رسمی آنها به طور نامتناسبی به مورد اول میپردازد.
I think we ought to be extremely careful not to trivialise what is a very serious issue, Ludovic.
من فکر میکنم باید بسیار مراقب باشیم که چیزی را که مسئلهای بسیار جدی است، سادهانگاری نکنیم، لودویک.
منبع: Yes, Minister Season 3It now refers to any of the media where the content is being trivialised in the opinion of somebody.
اکنون به هر یک از رسانهها اشاره دارد که در نظر کسی محتوا در حال سادهسازی است.
منبع: BBC Listening Collection October 2014Casual use of the term addiction has a very real effect of potentially trivialising how we talk about addiction more broadly.
استفادهی غیررسمی از واژه اعتیاد، تأثیر واقعی در احتمال سادهسازی نحوه صحبت ما درباره اعتیاد به طور کلی دارد.
منبع: BBC IdeasIt's crucial that such borrowings are done respectfully, ensuring that they don't trivialise or commodify the cultures from which they originate.
بسیار مهم است که این وامگیریها به طور محترمانه انجام شود و اطمینان حاصل شود که فرهنگهایی که از آنها ریشه میگیرند را سادهسازی یا کالا نکنند.
منبع: 2023-41لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید