stresses

[ایالات متحده]/ˈstrɛsɪz/
[بریتانیا]/ˈstrɛsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأکید؛ لهجه؛ فشار؛ اهمیت
v. تأکید کردن؛ فشار آوردن؛ استرس وارد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

emotional stresses

اثرات عاطفی

work stresses

استرس‌های شغلی

physical stresses

استرس‌های جسمانی

daily stresses

استرس‌های روزمره

financial stresses

استرس‌های مالی

social stresses

استرس‌های اجتماعی

academic stresses

استرس‌های تحصیلی

environmental stresses

استرس‌های محیطی

mental stresses

استرس‌های ذهنی

relationship stresses

استرس‌های روابط

جملات نمونه

she stresses the importance of teamwork in her presentation.

او بر اهمیت کار گروهی در ارائه خود تاکید می‌کند.

the teacher stresses the need for regular study habits.

معلم بر ضرورت داشتن عادات مطالعه منظم تاکید می‌کند.

he often stresses that health should come first.

او اغلب تاکید می‌کند که سلامتی باید در اولویت باشد.

the report stresses the urgency of climate action.

گزارش بر ضرورت اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی تاکید می‌کند.

our coach stresses the importance of practice before competitions.

مربی ما بر اهمیت تمرین قبل از مسابقات تاکید می‌کند.

the article stresses the benefits of a balanced diet.

مقاله بر فواید یک رژیم غذایی متعادل تاکید می‌کند.

she stresses that communication is key to a successful relationship.

او تاکید می‌کند که ارتباط کلید یک رابطه موفق است.

the manager stresses the need for innovative solutions.

مدیر بر نیاز به راه حل‌های نوآورانه تاکید می‌کند.

he stresses that punctuality is essential in the workplace.

او تاکید می‌کند که به موقع بودن در محیط کار ضروری است.

the documentary stresses the impact of pollution on wildlife.

مستند بر تأثیر آلودگی بر حیات وحش تاکید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید