trivialized issues
مشکلات سادهسازیشده
trivialized concerns
نگرانیهای سادهسازیشده
trivialized discussions
بحثهای سادهسازیشده
trivialized experiences
تجربههای سادهسازیشده
trivialized opinions
دیدگاههای سادهسازیشده
trivialized topics
موضوعات سادهسازیشده
trivialized emotions
احساسات سادهسازیشده
trivialized achievements
دستاوردهای سادهسازیشده
trivialized actions
اقدامات سادهسازیشده
trivialized efforts
تلاشهای سادهسازیشده
some people trivialized the importance of mental health.
برخی افراد اهمیت سلامت روان را کماهمیت جلوه دادند.
the issue was trivialized in the media.
این موضوع در رسانهها کماهمیت جلوه داده شد.
don't trivialize my concerns; they matter.
نگرانیهای من را کماهمیت جلوه ندهید؛ آنها مهم هستند.
he felt that his achievements were trivialized by others.
او احساس میکرد که دستاوردهای او توسط دیگران کماهمیت جلوه داده شده است.
they trivialized the debate instead of addressing the real issues.
آنها به جای پرداختن به مسائل واقعی، بحث را کماهمیت جلوه دادند.
it is not wise to trivialize the risks involved.
هنگام کماهمیت جلوه دادن خطرات احتمالی، عاقلانه نیست.
some critics argue that the film trivialized historical events.
برخی از منتقدان استدلال میکنند که فیلم رویدادهای تاریخی را کماهمیت جلوه داده است.
we should not trivialize the sacrifices made by others.
ما نباید قربانیانی که دیگران انجام دادهاند را کماهمیت جلوه دهیم.
trivialized issues
مشکلات سادهسازیشده
trivialized concerns
نگرانیهای سادهسازیشده
trivialized discussions
بحثهای سادهسازیشده
trivialized experiences
تجربههای سادهسازیشده
trivialized opinions
دیدگاههای سادهسازیشده
trivialized topics
موضوعات سادهسازیشده
trivialized emotions
احساسات سادهسازیشده
trivialized achievements
دستاوردهای سادهسازیشده
trivialized actions
اقدامات سادهسازیشده
trivialized efforts
تلاشهای سادهسازیشده
some people trivialized the importance of mental health.
برخی افراد اهمیت سلامت روان را کماهمیت جلوه دادند.
the issue was trivialized in the media.
این موضوع در رسانهها کماهمیت جلوه داده شد.
don't trivialize my concerns; they matter.
نگرانیهای من را کماهمیت جلوه ندهید؛ آنها مهم هستند.
he felt that his achievements were trivialized by others.
او احساس میکرد که دستاوردهای او توسط دیگران کماهمیت جلوه داده شده است.
they trivialized the debate instead of addressing the real issues.
آنها به جای پرداختن به مسائل واقعی، بحث را کماهمیت جلوه دادند.
it is not wise to trivialize the risks involved.
هنگام کماهمیت جلوه دادن خطرات احتمالی، عاقلانه نیست.
some critics argue that the film trivialized historical events.
برخی از منتقدان استدلال میکنند که فیلم رویدادهای تاریخی را کماهمیت جلوه داده است.
we should not trivialize the sacrifices made by others.
ما نباید قربانیانی که دیگران انجام دادهاند را کماهمیت جلوه دهیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید