troglodyte

[ایالات متحده]/'trɒglədaɪt/
[بریتانیا]/ˈtrɑɡləˌdaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انسان‌نما؛ گوشه‌نشین؛ غارنشین؛ پیرمرد.
Word Forms

جملات نمونه

a troglodyte settlement in the Mediterranean region

یک سکونتگاه غارنشین در منطقه مدیترانه

Unless you're an avid spelunker, or a troglodyte, the answer is probably not too often.

مگر اینکه شما یک غواص غار پرشور یا یک غارنشین باشید، پاسخ احتمالاً خیلی زیاد نیست.

The troglodyte lived in a cave.

غارنشین در یک غار زندگی می‌کرد.

The troglodyte was afraid of the outside world.

غارنشین از دنیای بیرون می‌ترسید.

The troglodyte used primitive tools for hunting.

غارنشین برای شکار از ابزارهای ابتدایی استفاده می‌کرد.

The troglodyte had a simple way of life.

غارنشین راه زندگی ساده‌ای داشت.

Archaeologists discovered troglodyte artifacts.

باستان‌شناسان آثار باستانی غارنشینان را کشف کردند.

Legends tell of troglodytes lurking in the shadows.

افسانه ها از غارنشینانی که در سایه ها کمین کرده اند، صحبت می‌کنند.

The troglodyte community was tight-knit.

جامعه غارنشینان منسجم بود.

The troglodyte communicated through grunts and gestures.

غارنشینان از طریق غرغرها و حرکات با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند.

Modern humans evolved from troglodytes.

انسان های مدرن از غارنشینان تکامل یافته اند.

The troglodyte's cave was filled with animal bones.

غار غارنشین پر از استخوان حیوانات بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید