trucking

[ایالات متحده]/ˈtrʌkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtrʌkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسب و کار حمل کالا با کامیون؛ عمل حمل کالا با کامیون؛ مبادله یا تجارت کالا
v. تجارت کردن؛ حمل و نقل با کامیون
Word Forms
جمعtruckings

عبارات و ترکیب‌ها

trucking company

شرکت حمل و نقل

trucking industry

صنعت حمل و نقل

trucking services

خدمات حمل و نقل

trucking fleet

ناوگان حمل و نقل

trucking rates

نرخ‌های حمل و نقل

trucking logistics

تدارکات حمل و نقل

trucking regulations

مقررات حمل و نقل

trucking jobs

مشاغل حمل و نقل

trucking routes

مسیرهای حمل و نقل

trucking safety

ایمنی حمل و نقل

جملات نمونه

trucking is essential for the economy.

حمل و نقل کالا برای اقتصاد ضروری است.

he started his own trucking business last year.

او سال گذشته کسب و کار حمل و نقل خود را راه اندازی کرد.

trucking companies are facing driver shortages.

شرکت‌های حمل و نقل با کمبود راننده مواجه هستند.

she works in the trucking industry.

او در صنعت حمل و نقل کار می کند.

they offer competitive rates for trucking services.

آنها نرخ های رقابتی برای خدمات حمل و نقل ارائه می دهند.

trucking routes can be affected by weather conditions.

مسیرهای حمل و نقل می توانند تحت تأثیر شرایط آب و هوایی قرار گیرند.

many goods are transported by trucking every day.

هر روز کالاهای زیادی با حمل و نقل جاده‌ای حمل می‌شوند.

he is an experienced trucking dispatcher.

او یک اعزام کننده حمل و نقل با تجربه است.

safety regulations are important in trucking.

مقررات ایمنی در حمل و نقل مهم هستند.

trucking logistics can be quite complex.

تدارکات حمل و نقل می تواند بسیار پیچیده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید