truculences

[ایالات متحده]/ˈtruːkjʊləns/
[بریتانیا]/ˈtruːkjələns/

ترجمه

n. وحشیگری; خشونت; بی رحمی; سختی; مرگباری

عبارات و ترکیب‌ها

truculences abound

خشم و پرخاش فراوان

truculences displayed

نشان دادن خشم و پرخاش

truculences revealed

افشای خشم و پرخاش

truculences emerge

ظهور خشم و پرخاش

truculences noted

توجه به خشم و پرخاش

truculences expressed

ابراز خشم و پرخاش

truculences observed

مشاهده خشم و پرخاش

truculences encountered

برخورد با خشم و پرخاش

truculences intensified

تشدید خشم و پرخاش

truculences discussed

بحث در مورد خشم و پرخاش

جملات نمونه

his truculences often led to conflicts with his colleagues.

خوی پرخاشگر او اغلب منجر به درگیری با همکارانش می‌شد.

the truculences of the crowd made the situation tense.

خوی پرخاشگر جمعیت باعث ایجاد تنش در شرایط شد.

she was known for her truculences in debates.

او به خاطر خوی پرخاشگرش در بحث‌ها شناخته می‌شد.

his truculences were evident during the negotiation.

خوی پرخاشگر او در طول مذاکره آشکار بود.

truculences can often alienate potential allies.

خوی پرخاشگر می‌تواند اغلب متحدان بالقوه را بیگانه کند.

the truculences displayed by the team were concerning.

خوی پرخاشگر نشان داده شده توسط تیم نگران کننده بود.

he tried to hide his truculences during the interview.

او سعی کرد خوی پرخاشگرش را در طول مصاحبه پنهان کند.

truculences are not always the best approach in discussions.

خوی پرخاشگر همیشه بهترین رویکرد در بحث‌ها نیست.

her truculences often overshadowed her intelligence.

خوی پرخاشگر او اغلب بر هوش او سایه می‌انداخت.

he was criticized for his truculences in public speeches.

او به خاطر خوی پرخاشگرش در سخنرانی‌های عمومی مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید