tub

[ایالات متحده]/tʌb/
[بریتانیا]/tʌb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف، معمولاً گرد و بدون درب، که برای نگهداری مایعات، پرورش گیاهان و غیره استفاده می‌شود. مقداری از چیزی که توسط یک تابه نگهداری می‌شود. یک ظرف بزرگ برای آب که مردم می‌توانند در آن نشسته و خود را بشویند. یک قایق کند و دست و پا چلفتی.
Word Forms
جمعtubs
صفت یا فعل حال استمراریtubbing
قسمت سوم فعلtubbed

عبارات و ترکیب‌ها

bathtub

سطل حمام

hot tub

حوضچه آب گرم

in the tub

در وان

bath tub

سطل حمام

جملات نمونه

she ate a tub of yogurt.

او یک سطل ماست خورد.

The potato is a tuber plant.

سیب زمینی یک گیاه پُسته ای است.

tubes of digestive mints.

لوله های نعناع گوارشی

we had a bath in a tin tub by the fire.

ما در یک وان فلزی کنار آتش حمام کردیم.

went tubing on Sunday afternoon.

بعد از ظهر یکشنبه رفتیم برای سر خوردن در آب.

watched the tub slowly drain.

تماشاگرانی که وان حمام به آرامی تخلیه می شد.

This is accomplished by the use of full-length eductor tubes (dip tubes) and gooseneck eductor tubes (see Fig. 1).

این کار با استفاده از لوله های تخلیه کامل (لوله های شیرجه) و لوله های تخلیه دسته ارغوانی (به شکل 1 مراجعه کنید) انجام می شود.

) Sing.Lentinus tuber-regius (Fr.) Fr.

) Sing.Lentinus tuber-regius (Fr.) Fr.

a shipment of steel tubes destined for Iraq.

یک محموله لوله های فولادی که قرار است به عراق برود.

use the plastic tubing to siphon the beer into the bottles.

از لوله پلاستیکی برای انتقال آبجو به داخل بطری ها استفاده کنید.

The wooden tub is fitted with the iron hoop.

وان چوبی با حلقه آهنی مجهز شده است.

all tubing should be cleared of obstructive algae and detritus.

تمام لوله‌ها باید از جلبک‌ها و بقایای مانع‌برانگیز پاک شوند.

a tub of unsalted butter that spreads so well.

یک سطل کره بدون نمک که به خوبی پخش می شود.

And yet it is a harmoniser, not a tub-thumper, the UN most needs.

با این حال، این یک هماهنگ کننده است، نه یک کوبنده وان، که سازمان ملل بیشتر به آن نیاز دارد.

The oxygen tubing is designed to quincunx, resisting incurvation.

لوله اکسیژن به گونه ای طراحی شده است که از انحنا مقاومت کند.

examples are the potato spindle tuber viroid and the hop stunt viroid.

نمونه‌ها عبارتند از ویریویید سیب زمینی چرخشی و ویریویید توقف هَپ.

We put chemicals in test tubes in our chemistry class.

ما مواد شیمیایی را در کلاس شیمی خود در لوله های آزمایش قرار دادیم.

نمونه‌های واقعی

It's a grimy clawfoot tub with a chrome faucet.

این یک وان پاگوش کثیف با شیرآلات کروم است.

منبع: American Horror Story Season 1

" This is a hot tub, " he said.

"این یک وان آب گرم است،" او گفت.

منبع: VOA Special July 2023 Collection

A tub, " tub, " sometimes called a bathtub, is a place where you put water.

وان، که گاهی اوقات وان حمام نامیده می شود، مکانی است که شما آب در آن قرار می دهید.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Mark's apartment building has a hot tub!

ساختمان آپارتمان مارک یک وان آب گرم دارد!

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

I left my watch by Cyril's tub.

ساعت خودم را کنار وان سیریل جا گذاشتم.

منبع: Modern Family - Season 07

My apartment, sadly, does not have a tub.

متاسفانه آپارتمان من وان ندارد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Hmm. They must have left the tub on.

اممم. حتماً وان را روشن گذاشته اند.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

It is, uh, the original tub.

این، اوه، وان اصلی است.

منبع: Modern Family - Season 04

Do you think it's gonna fit our tub?

فکر می کنید اندازه وان ما جا می شود؟

منبع: Our Day Season 2

We made concrete tubs in different sizes, to balance the weight.

ما وان های بتنی با اندازه های مختلف ساختیم تا وزن متعادل شود.

منبع: Environment and Science

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید