turbulently flowing
به صورت متلاطم جریان یافتن
turbulently changing
به صورت متلاطم تغییر کردن
turbulently rising
به صورت متلاطم بالا رفتن
turbulently moving
به صورت متلاطم حرکت کردن
turbulently interacting
به صورت متلاطم تعامل کردن
turbulently fluctuating
به صورت متلاطم نوسان کردن
turbulently shifting
به صورت متلاطم جابجا شدن
turbulently evolving
به صورت متلاطم تکامل یافتن
turbulently reacting
به صورت متلاطم واکنش نشان دادن
turbulently colliding
به صورت متلاطم برخورد کردن
the plane flew turbulently through the stormy skies.
هواپیما به طور پر تلاطم از میان آسمان طوفانی عبور کرد.
they argued turbulently about their differing opinions.
آنها به طور پر تلاطم در مورد نظرات مختلف خود بحث کردند.
the river flowed turbulently after the heavy rain.
رودخانه پس از باران شدید به طور پر تلاطم جریان داشت.
the stock market reacted turbulently to the news.
بازار سهام به طور پر تلاطم به این خبر واکنش نشان داد.
her emotions surged turbulently during the confrontation.
احساسات او در طول درگیری به طور پر تلاطم بالا رفت.
the crowd moved turbulently as the concert began.
با شروع کنسرت، جمعیت به طور پر تلاطم حرکت کرد.
he spoke turbulently, filled with passion and anger.
او با شور و خشم به طور پر تلاطم صحبت کرد.
the ocean waves crashed turbulently against the shore.
امواج اقیانوس به طور پر تلاطم به ساحل برخورد کردند.
politics can often be discussed turbulently in debates.
سیاست اغلب می تواند به طور پر تلاطم در مناظره مورد بحث قرار گیرد.
the meeting ended turbulently, with many unresolved issues.
جلسه به طور پر تلاطم به پایان رسید، با بسیاری از مسائل حل نشده.
turbulently flowing
به صورت متلاطم جریان یافتن
turbulently changing
به صورت متلاطم تغییر کردن
turbulently rising
به صورت متلاطم بالا رفتن
turbulently moving
به صورت متلاطم حرکت کردن
turbulently interacting
به صورت متلاطم تعامل کردن
turbulently fluctuating
به صورت متلاطم نوسان کردن
turbulently shifting
به صورت متلاطم جابجا شدن
turbulently evolving
به صورت متلاطم تکامل یافتن
turbulently reacting
به صورت متلاطم واکنش نشان دادن
turbulently colliding
به صورت متلاطم برخورد کردن
the plane flew turbulently through the stormy skies.
هواپیما به طور پر تلاطم از میان آسمان طوفانی عبور کرد.
they argued turbulently about their differing opinions.
آنها به طور پر تلاطم در مورد نظرات مختلف خود بحث کردند.
the river flowed turbulently after the heavy rain.
رودخانه پس از باران شدید به طور پر تلاطم جریان داشت.
the stock market reacted turbulently to the news.
بازار سهام به طور پر تلاطم به این خبر واکنش نشان داد.
her emotions surged turbulently during the confrontation.
احساسات او در طول درگیری به طور پر تلاطم بالا رفت.
the crowd moved turbulently as the concert began.
با شروع کنسرت، جمعیت به طور پر تلاطم حرکت کرد.
he spoke turbulently, filled with passion and anger.
او با شور و خشم به طور پر تلاطم صحبت کرد.
the ocean waves crashed turbulently against the shore.
امواج اقیانوس به طور پر تلاطم به ساحل برخورد کردند.
politics can often be discussed turbulently in debates.
سیاست اغلب می تواند به طور پر تلاطم در مناظره مورد بحث قرار گیرد.
the meeting ended turbulently, with many unresolved issues.
جلسه به طور پر تلاطم به پایان رسید، با بسیاری از مسائل حل نشده.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید