turbulently

[ایالات متحده]/ˈtɜːbjʊləntli/
[بریتانیا]/ˈtɜrbyələntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که با بی‌نظمی یا آشفتگی مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

turbulently flowing

به صورت متلاطم جریان یافتن

turbulently changing

به صورت متلاطم تغییر کردن

turbulently rising

به صورت متلاطم بالا رفتن

turbulently moving

به صورت متلاطم حرکت کردن

turbulently interacting

به صورت متلاطم تعامل کردن

turbulently fluctuating

به صورت متلاطم نوسان کردن

turbulently shifting

به صورت متلاطم جابجا شدن

turbulently evolving

به صورت متلاطم تکامل یافتن

turbulently reacting

به صورت متلاطم واکنش نشان دادن

turbulently colliding

به صورت متلاطم برخورد کردن

جملات نمونه

the plane flew turbulently through the stormy skies.

هواپیما به طور پر تلاطم از میان آسمان طوفانی عبور کرد.

they argued turbulently about their differing opinions.

آنها به طور پر تلاطم در مورد نظرات مختلف خود بحث کردند.

the river flowed turbulently after the heavy rain.

رودخانه پس از باران شدید به طور پر تلاطم جریان داشت.

the stock market reacted turbulently to the news.

بازار سهام به طور پر تلاطم به این خبر واکنش نشان داد.

her emotions surged turbulently during the confrontation.

احساسات او در طول درگیری به طور پر تلاطم بالا رفت.

the crowd moved turbulently as the concert began.

با شروع کنسرت، جمعیت به طور پر تلاطم حرکت کرد.

he spoke turbulently, filled with passion and anger.

او با شور و خشم به طور پر تلاطم صحبت کرد.

the ocean waves crashed turbulently against the shore.

امواج اقیانوس به طور پر تلاطم به ساحل برخورد کردند.

politics can often be discussed turbulently in debates.

سیاست اغلب می تواند به طور پر تلاطم در مناظره مورد بحث قرار گیرد.

the meeting ended turbulently, with many unresolved issues.

جلسه به طور پر تلاطم به پایان رسید، با بسیاری از مسائل حل نشده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید