stormily

[ایالات متحده]/ˈstɔːmɪli/
[بریتانیا]/ˈstɔrmɪli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای طوفانی; به شیوه‌ای خشمگین یا آشفته; به شیوه‌ای ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

stormily debated

به شدت مورد بحث قرار گرفت

stormily opposed

به شدت مخالف بود

stormily criticized

به شدت مورد انتقاد قرار گرفت

stormily declared

به شدت اعلام کرد

stormily reacted

به شدت واکنش نشان داد

stormily argued

به شدت استدلال کرد

stormily expressed

به شدت بیان کرد

stormily confronted

به شدت روبرو شد

stormily challenged

به شدت به چالش کشید

stormily insisted

به شدت اصرار داشت

جملات نمونه

they argued stormily about the project deadlines.

آنها درباره مهلت‌های پروژه به شدت و با خشم بحث کردند.

the weather changed stormily, causing the event to be canceled.

هوا به طور ناگهانی تغییر کرد و باعث لغو رویداد شد.

she stormily expressed her dissatisfaction with the decision.

او نارضایتی خود را از تصمیم به شدت و با خشم ابراز کرد.

the debate ended stormily, with both sides refusing to back down.

بحث به طور ناگهانی و با این که هر دو طرف حاضر به پس گرفتن نبودند، پایان یافت.

he stormily left the meeting after the disagreement.

او پس از اختلاف نظر، به طور ناگهانی جلسه را ترک کرد.

the stormily rising tensions were evident in their voices.

تشدید ناگهانی تنش‌ها در صدایشان آشکار بود.

they stormily confronted the manager about the unfair treatment.

آنها مدیر را به طور ناگهانی و با خشم در مورد رفتار ناعادلانه مورد مواجهه قرار دادند.

the stormily brewing conflict caught everyone by surprise.

درگیری در حال جوشش به طور ناگهانی همه را غافلگیر کرد.

she stormily defended her position during the discussion.

او به طور ناگهانی و با خشم موضع خود را در طول بحث دفاع کرد.

the stormily debated issue will be revisited next week.

مسئله مورد بحث شدید هفته آینده مورد بازبینی قرار خواهد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید