stormily debated
به شدت مورد بحث قرار گرفت
stormily opposed
به شدت مخالف بود
stormily criticized
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
stormily declared
به شدت اعلام کرد
stormily reacted
به شدت واکنش نشان داد
stormily argued
به شدت استدلال کرد
stormily expressed
به شدت بیان کرد
stormily confronted
به شدت روبرو شد
stormily challenged
به شدت به چالش کشید
stormily insisted
به شدت اصرار داشت
they argued stormily about the project deadlines.
آنها درباره مهلتهای پروژه به شدت و با خشم بحث کردند.
the weather changed stormily, causing the event to be canceled.
هوا به طور ناگهانی تغییر کرد و باعث لغو رویداد شد.
she stormily expressed her dissatisfaction with the decision.
او نارضایتی خود را از تصمیم به شدت و با خشم ابراز کرد.
the debate ended stormily, with both sides refusing to back down.
بحث به طور ناگهانی و با این که هر دو طرف حاضر به پس گرفتن نبودند، پایان یافت.
he stormily left the meeting after the disagreement.
او پس از اختلاف نظر، به طور ناگهانی جلسه را ترک کرد.
the stormily rising tensions were evident in their voices.
تشدید ناگهانی تنشها در صدایشان آشکار بود.
they stormily confronted the manager about the unfair treatment.
آنها مدیر را به طور ناگهانی و با خشم در مورد رفتار ناعادلانه مورد مواجهه قرار دادند.
the stormily brewing conflict caught everyone by surprise.
درگیری در حال جوشش به طور ناگهانی همه را غافلگیر کرد.
she stormily defended her position during the discussion.
او به طور ناگهانی و با خشم موضع خود را در طول بحث دفاع کرد.
the stormily debated issue will be revisited next week.
مسئله مورد بحث شدید هفته آینده مورد بازبینی قرار خواهد گرفت.
stormily debated
به شدت مورد بحث قرار گرفت
stormily opposed
به شدت مخالف بود
stormily criticized
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
stormily declared
به شدت اعلام کرد
stormily reacted
به شدت واکنش نشان داد
stormily argued
به شدت استدلال کرد
stormily expressed
به شدت بیان کرد
stormily confronted
به شدت روبرو شد
stormily challenged
به شدت به چالش کشید
stormily insisted
به شدت اصرار داشت
they argued stormily about the project deadlines.
آنها درباره مهلتهای پروژه به شدت و با خشم بحث کردند.
the weather changed stormily, causing the event to be canceled.
هوا به طور ناگهانی تغییر کرد و باعث لغو رویداد شد.
she stormily expressed her dissatisfaction with the decision.
او نارضایتی خود را از تصمیم به شدت و با خشم ابراز کرد.
the debate ended stormily, with both sides refusing to back down.
بحث به طور ناگهانی و با این که هر دو طرف حاضر به پس گرفتن نبودند، پایان یافت.
he stormily left the meeting after the disagreement.
او پس از اختلاف نظر، به طور ناگهانی جلسه را ترک کرد.
the stormily rising tensions were evident in their voices.
تشدید ناگهانی تنشها در صدایشان آشکار بود.
they stormily confronted the manager about the unfair treatment.
آنها مدیر را به طور ناگهانی و با خشم در مورد رفتار ناعادلانه مورد مواجهه قرار دادند.
the stormily brewing conflict caught everyone by surprise.
درگیری در حال جوشش به طور ناگهانی همه را غافلگیر کرد.
she stormily defended her position during the discussion.
او به طور ناگهانی و با خشم موضع خود را در طول بحث دفاع کرد.
the stormily debated issue will be revisited next week.
مسئله مورد بحث شدید هفته آینده مورد بازبینی قرار خواهد گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید