turncoat

[ایالات متحده]/ˈtɜːnkəʊt/
[بریتانیا]/ˈtɜːrnkoʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خائن; خیانتکار
Word Forms
جمعturncoats

جملات نمونه

I'm a renegade, a turncoat, a Scalawag.

من یک خائن، یک خائن و یک فرصت‌طلب هستم.

The turncoat betrayed his comrades and joined the enemy.

خائن، یاران خود را فریب داد و به دشمن پیوست.

The spy was revealed as a turncoat working for the other side.

جاسوس به عنوان یک خائن که برای طرف دیگر کار می‌کرد، آشکار شد.

The general suspected there was a turncoat leaking information to the enemy.

ژنرال مشکوک بود که یک خائن اطلاعات را در اختیار دشمن قرار می‌دهد.

The turncoat's actions were seen as treacherous by his former allies.

اقدامات خائن توسط متحدان سابقش خائنانه تلقی شد.

He was labeled a turncoat for switching sides during the conflict.

او به دلیل تغییر طرف در طول درگیری، به عنوان خائن شناخته شد.

The turncoat's betrayal had severe consequences for the mission.

خیانت خائن عواقب وخیمی برای مأموریت داشت.

The turncoat's double-crossing was a shock to everyone in the organization.

خیانت دوگانه خائن شوک بزرگی برای همه در سازمان بود.

They never expected their trusted friend to turn into a turncoat.

آنها هرگز فکر نمی‌کردند دوست مورد اعتمادشان به یک خائن تبدیل شود.

The turncoat's true motives were finally revealed during the interrogation.

انگیزه‌های واقعی خائن سرانجام در طول بازجویی آشکار شد.

The turncoat's actions were met with scorn and disgust by those who once trusted him.

اقدامات خائن با تحقیر و انزجار از سوی کسانی که زمانی به او اعتماد داشتند، مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید