double-crosser

[ایالات متحده]/[ˈdʌblˌkrɒsər]/
[بریتانیا]/[ˈdʌbəlˌkrɒsər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که کسی را خیانت می‌کند، به ویژه پس از اعلام وفاداری به او؛ کسی که دیگری را دروغ می‌گوید یا به طور نافی در رفتار می‌کند، به ویژه در کسب و کار یا سیاست.
v. کسی را خیانت کردن، به ویژه پس از اعلام وفاداری به او.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

double-crosser revealed

خائن افشا شد

avoid a double-crosser

از خائن پرهیز کن

suspected double-crosser

خائن مشکوک

double-crosser's game

بازی خائن

was a double-crosser

خائن بود

double-crosser alert

هشدار خائن

exposed double-crosser

خائن افشای شد

be a double-crosser

خائن باش

double-crosser found

خائن پیدا شد

جملات نمونه

he was a double-crosser who betrayed our trust and stole the money.

او یک خیانتکار بود که اعتماد ما را نقض کرد و پول را ربود.

the double-crosser revealed the location of our hidden base to the enemy.

خیانتکار مکان پایگاه پنهان ما را به دشمن آشکار کرد.

we realized too late that he was a double-crosser working for the competition.

ما با دیری متوجه شدیم که او یک خیانتکار بود که برای رقبا کار می‌کرد.

the double-crosser's actions caused irreparable damage to our reputation.

عملکردهای خیانتکار خسارت جبران‌ناپذیری به شهرت ما وارد کرد.

he proved to be a ruthless double-crosser, willing to sacrifice anyone for personal gain.

او ثابت کرد یک خیانتکار بی‌رحم است که برای سود شخصی هر کسی را قربانی می‌گذارد.

the investigation uncovered a network of double-crossers within the organization.

تحقيقات شبکه‌ای از خیانتکاران در داخل سازمان را آشکار کرد.

don't trust him; he's a known double-crosser with a history of deception.

به او اعتماد نکن؛ او یک خیانتکار معروف است با سابقه دروغ گفتن.

the double-crosser's motives remain unclear, but his betrayal is undeniable.

مotive خیانتکار مشخص نیست، اما خیانت او قابل انکار است.

we exposed the double-crosser and prevented further damage to the project.

ما خیانتکار را آشکار کردیم و آسیب بیشتری به پروژه را جلوگیری کردیم.

the double-crosser faced severe consequences for his treacherous actions.

خیانتکار به دلیل اقدامات خیانت‌آمیزش با عواقب جدی مواجه شد.

he was a double-crosser who played both sides to achieve his goals.

او یک خیانتکار بود که برای دستیابی به اهداف خود به هر دو طرف کمک می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید