turnings

[ایالات متحده]/ˈtɜːnɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtɜrnɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل چرخش یا تغییر جهت؛ مکان‌هایی که در آن‌ها نوبت‌ها اتفاق می‌افتد؛ تراشه‌ها یا براده‌هایی که در حین ماشین‌کاری تولید می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

sharp turnings

پیچ‌های تند

road turnings

پیچ‌های جاده

unexpected turnings

پیچ‌های غیرمنتظره

smooth turnings

پیچ‌های ملایم

tight turnings

پیچ‌های تنگ

frequent turnings

پیچ‌های مکرر

gentle turnings

پیچ‌های آرام

quick turnings

پیچ‌های سریع

dangerous turnings

پیچ‌های خطرناک

جملات نمونه

life has many turnings that can change your path.

زندگی پیچ و خم‌های زیادی دارد که می‌تواند مسیر شما را تغییر دهد.

at each turning, you must make a decision.

در هر پیچ و خم، شما باید تصمیمی بگیرید.

turnings in the story kept the audience engaged.

پیچش‌های داستان باعث جذب مخاطب شد.

she faced many turnings in her career.

او با پیچش‌های زیادی در حرفه خود روبرو شد.

each turning point taught him valuable lessons.

هر نقطه عطف درس‌های ارزشمندی را به او آموخت.

turnings in life can lead to unexpected opportunities.

پیچش‌های زندگی می‌تواند منجر به فرصت‌های غیرمنتظره شود.

he navigated the turnings of the city with ease.

او به راحتی از پیچ و خم‌های شهر عبور کرد.

turnings in the plot made the movie unpredictable.

پیچش‌های داستان فیلم را غیرقابل پیش‌بینی کرد.

she reflected on the turnings of her past.

او به پیچش‌های گذشته خود فکر کرد.

turnings in the road can be both exciting and daunting.

پیچش‌های جاده می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم ترسناک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید