| جمع | turpitudes |
moral turpitude
فساد اخلاقی
criminal turpitude
فساد جنایی
turpitude offense
جرایم ننگین
acts of turpitude
اقدامات ننگین
turpitude law
قانون ننگین
turpitude clause
ماده ننگین
turpitude conduct
رفتار ننگین
moral turpitude law
قانون فساد اخلاقی
turpitude definition
تعریف ننگین
turpitude issues
مشکلات ننگین
his actions were a clear display of moral turpitude.
اقدامات او نشان دهنده ای واضح از زشت کاری اخلاقی بود.
the court found him guilty of turpitude and sentenced him accordingly.
دادگاه او را به زشت کاری گناهکار تشخیص داد و بر اساس آن به مجازات محکوم کرد.
she was shocked by the level of turpitude in the scandal.
او از میزان زشت کاری در رسوایی شوکه شده بود.
turpitude can lead to serious consequences in one's career.
زشت کاری می تواند منجر به عواقب جدی در حرفه یک فرد شود.
many public figures have faced scrutiny for their turpitude.
بسیاری از چهره های عمومی به دلیل زشت کاری خود مورد بررسی قرار گرفته اند.
the novel explores themes of turpitude and redemption.
رمان مضامین زشت کاری و رستگاری را بررسی می کند.
his reputation was tarnished by allegations of turpitude.
شهرت او به دلیل اتهامات زشت کاری خدشه دار شده بود.
turpitude is often hidden behind a facade of respectability.
زشت کاری اغلب پشت نقابی از احترام پنهان می شود.
she spoke out against the turpitude in the industry.
او با صدای بلند با زشت کاری در صنعت مخالفت کرد.
recognizing turpitude in oneself is the first step toward change.
تشخیص زشت کاری در خود اولین قدم به سوی تغییر است.
moral turpitude
فساد اخلاقی
criminal turpitude
فساد جنایی
turpitude offense
جرایم ننگین
acts of turpitude
اقدامات ننگین
turpitude law
قانون ننگین
turpitude clause
ماده ننگین
turpitude conduct
رفتار ننگین
moral turpitude law
قانون فساد اخلاقی
turpitude definition
تعریف ننگین
turpitude issues
مشکلات ننگین
his actions were a clear display of moral turpitude.
اقدامات او نشان دهنده ای واضح از زشت کاری اخلاقی بود.
the court found him guilty of turpitude and sentenced him accordingly.
دادگاه او را به زشت کاری گناهکار تشخیص داد و بر اساس آن به مجازات محکوم کرد.
she was shocked by the level of turpitude in the scandal.
او از میزان زشت کاری در رسوایی شوکه شده بود.
turpitude can lead to serious consequences in one's career.
زشت کاری می تواند منجر به عواقب جدی در حرفه یک فرد شود.
many public figures have faced scrutiny for their turpitude.
بسیاری از چهره های عمومی به دلیل زشت کاری خود مورد بررسی قرار گرفته اند.
the novel explores themes of turpitude and redemption.
رمان مضامین زشت کاری و رستگاری را بررسی می کند.
his reputation was tarnished by allegations of turpitude.
شهرت او به دلیل اتهامات زشت کاری خدشه دار شده بود.
turpitude is often hidden behind a facade of respectability.
زشت کاری اغلب پشت نقابی از احترام پنهان می شود.
she spoke out against the turpitude in the industry.
او با صدای بلند با زشت کاری در صنعت مخالفت کرد.
recognizing turpitude in oneself is the first step toward change.
تشخیص زشت کاری در خود اولین قدم به سوی تغییر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید