turpitude

[ایالات متحده]/ˈtɜː.pɪ.tjuːd/
[بریتانیا]/ˈtɜr.pɪ.tud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انحطاط؛ شرارت؛ رفتار شرم‌آور یا غیراخلاقی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

moral turpitude

فساد اخلاقی

criminal turpitude

فساد جنایی

turpitude offense

جرایم ننگین

acts of turpitude

اقدامات ننگین

turpitude law

قانون ننگین

turpitude clause

ماده ننگین

turpitude conduct

رفتار ننگین

moral turpitude law

قانون فساد اخلاقی

turpitude definition

تعریف ننگین

turpitude issues

مشکلات ننگین

جملات نمونه

his actions were a clear display of moral turpitude.

اقدامات او نشان دهنده ای واضح از زشت کاری اخلاقی بود.

the court found him guilty of turpitude and sentenced him accordingly.

دادگاه او را به زشت کاری گناهکار تشخیص داد و بر اساس آن به مجازات محکوم کرد.

she was shocked by the level of turpitude in the scandal.

او از میزان زشت کاری در رسوایی شوکه شده بود.

turpitude can lead to serious consequences in one's career.

زشت کاری می تواند منجر به عواقب جدی در حرفه یک فرد شود.

many public figures have faced scrutiny for their turpitude.

بسیاری از چهره های عمومی به دلیل زشت کاری خود مورد بررسی قرار گرفته اند.

the novel explores themes of turpitude and redemption.

رمان مضامین زشت کاری و رستگاری را بررسی می کند.

his reputation was tarnished by allegations of turpitude.

شهرت او به دلیل اتهامات زشت کاری خدشه دار شده بود.

turpitude is often hidden behind a facade of respectability.

زشت کاری اغلب پشت نقابی از احترام پنهان می شود.

she spoke out against the turpitude in the industry.

او با صدای بلند با زشت کاری در صنعت مخالفت کرد.

recognizing turpitude in oneself is the first step toward change.

تشخیص زشت کاری در خود اولین قدم به سوی تغییر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید