brawls

[ایالات متحده]/brɔːlz/
[بریتانیا]/brauls/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه brawl، یک مبارزه یا مشاجره پر سر و صدا
v. سوم شخص مفرد حال brawl، به طور پر سر و صدا مبارزه کردن یا با صدای بلند بحث کردن

عبارات و ترکیب‌ها

brawls erupt

درگیری‌ها شعله‌ور می‌شوند

street brawls

درگیری‌های خیابانی

avoid brawls

از درگیری‌ها اجتناب کنید

brawls ensue

درگیری‌ها رخ می‌دهند

end brawls

درگیری‌ها پایان یابند

cause brawls

باعث درگیری‌ها شوند

join brawls

به درگیری‌ها بپیوندند

witness brawls

مشاهده درگیری‌ها

frequent brawls

درگیری‌های مکرر

جملات نمونه

neighborhood brawls often break out over trivial disputes.

درگیری‌های محلی اغلب به دلیل اختلافات جزئی رخ می‌دهند.

the brawls at the bar last night got out of hand.

درگیری‌های دیشب در بار از کنترل خارج شد.

he was known for his involvement in street brawls.

او به دلیل مشارکت در درگیری‌های خیابانی شناخته می‌شد.

local authorities are trying to reduce brawls in public places.

مقامات محلی در تلاشند تا درگیری‌ها را در مکان‌های عمومی کاهش دهند.

the brawls between rival gangs have escalated recently.

درگیری‌ها بین باندهای رقیب اخیراً تشدید شده است.

after the brawls, many were left injured and in need of medical attention.

پس از درگیری‌ها، بسیاری مجروح و نیازمند مراقبت‌های پزشکی بودند.

he often tries to break up brawls before they escalate.

او اغلب سعی می‌کند قبل از تشدید درگیری‌ها آن‌ها را متوقف کند.

the police were called to handle the brawls in the street.

پلیس برای رسیدگی به درگیری‌ها در خیابان احضار شد.

sports events sometimes lead to brawls among fans.

رویدادهای ورزشی گاهی اوقات منجر به درگیری بین طرفداران می‌شود.

brawls can have serious legal consequences for those involved.

درگیری‌ها می‌توانند عواقب قانونی جدی برای افراد درگیر داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید