tussling with
درگیری با
tussling over
درگیری بر سر
tussling against
درگیری با
tussling for
درگیری برای
tussling it
درگیری آن
tussling back
بازگشت به درگیری
tussling down
کاهش درگیری
tussling hard
درگیری شدید
tussling fiercely
درگیری سرسختانه
tussling briefly
درگیری کوتاه
the children were tussling on the grass.
کودکان در چمنزار با هم کشتی میگرفتند.
the dogs were tussling playfully in the yard.
سگها به طور بازیگوشانه در حیاط با هم کشتی میگرفتند.
they were tussling for the last piece of pizza.
آنها برای آخرین تکه پیتزا با هم کشتی میگرفتند.
the two friends ended up tussling over the remote control.
دوستان به طور تصادفی برای کنترل از راه دور با هم کشتی گرفتند.
he was tussling with his thoughts about the decision.
او با افکار خود در مورد تصمیم درگیر بود.
the kids enjoyed tussling during their playtime.
بچهها از کشتی گرفتن در زمان بازی خود لذت بردند.
they were tussling gently, trying not to hurt each other.
آنها به آرامی کشتی میگرفتند و سعی میکردند به یکدیگر آسیب نرسانند.
the wrestlers were tussling for dominance in the ring.
کشتیگیران برای برتری در رینگ با هم کشتی میگرفتند.
after tussling for a while, they both fell to the ground.
بعد از مدتی کشتی گرفتن، هر دو روی زمین افتادند.
she found her cat tussling with a ball of yarn.
او گربه خود را در حالی که با یک گلوله نخ کشتی میگرفت، پیدا کرد.
tussling with
درگیری با
tussling over
درگیری بر سر
tussling against
درگیری با
tussling for
درگیری برای
tussling it
درگیری آن
tussling back
بازگشت به درگیری
tussling down
کاهش درگیری
tussling hard
درگیری شدید
tussling fiercely
درگیری سرسختانه
tussling briefly
درگیری کوتاه
the children were tussling on the grass.
کودکان در چمنزار با هم کشتی میگرفتند.
the dogs were tussling playfully in the yard.
سگها به طور بازیگوشانه در حیاط با هم کشتی میگرفتند.
they were tussling for the last piece of pizza.
آنها برای آخرین تکه پیتزا با هم کشتی میگرفتند.
the two friends ended up tussling over the remote control.
دوستان به طور تصادفی برای کنترل از راه دور با هم کشتی گرفتند.
he was tussling with his thoughts about the decision.
او با افکار خود در مورد تصمیم درگیر بود.
the kids enjoyed tussling during their playtime.
بچهها از کشتی گرفتن در زمان بازی خود لذت بردند.
they were tussling gently, trying not to hurt each other.
آنها به آرامی کشتی میگرفتند و سعی میکردند به یکدیگر آسیب نرسانند.
the wrestlers were tussling for dominance in the ring.
کشتیگیران برای برتری در رینگ با هم کشتی میگرفتند.
after tussling for a while, they both fell to the ground.
بعد از مدتی کشتی گرفتن، هر دو روی زمین افتادند.
she found her cat tussling with a ball of yarn.
او گربه خود را در حالی که با یک گلوله نخ کشتی میگرفت، پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید