tussling

[ایالات متحده]/ˈtʌslɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʌslɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک مبارزه یا جنگ پرانرژی شرکت کردن
n. یک مبارزه یا جنگ

عبارات و ترکیب‌ها

tussling with

درگیری با

tussling over

درگیری بر سر

tussling against

درگیری با

tussling for

درگیری برای

tussling it

درگیری آن

tussling back

بازگشت به درگیری

tussling down

کاهش درگیری

tussling hard

درگیری شدید

tussling fiercely

درگیری سرسختانه

tussling briefly

درگیری کوتاه

جملات نمونه

the children were tussling on the grass.

کودکان در چمن‌زار با هم کشتی می‌گرفتند.

the dogs were tussling playfully in the yard.

سگ‌ها به طور بازیگوشانه در حیاط با هم کشتی می‌گرفتند.

they were tussling for the last piece of pizza.

آنها برای آخرین تکه پیتزا با هم کشتی می‌گرفتند.

the two friends ended up tussling over the remote control.

دوستان به طور تصادفی برای کنترل از راه دور با هم کشتی گرفتند.

he was tussling with his thoughts about the decision.

او با افکار خود در مورد تصمیم درگیر بود.

the kids enjoyed tussling during their playtime.

بچه‌ها از کشتی گرفتن در زمان بازی خود لذت بردند.

they were tussling gently, trying not to hurt each other.

آنها به آرامی کشتی می‌گرفتند و سعی می‌کردند به یکدیگر آسیب نرسانند.

the wrestlers were tussling for dominance in the ring.

کشتی‌گیران برای برتری در رینگ با هم کشتی می‌گرفتند.

after tussling for a while, they both fell to the ground.

بعد از مدتی کشتی گرفتن، هر دو روی زمین افتادند.

she found her cat tussling with a ball of yarn.

او گربه خود را در حالی که با یک گلوله نخ کشتی می‌گرفت، پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید